اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ١١٧ - براى تأمل و پژوهش
بىشك نفرت١ و تنگى و كدورت،٢ سختى و ترس،٣ ترديد٤ و انواع بيمارىهاى درونى٥حاصل اين وانهادگى و خودفراموشى است.
راهكارها
يكى از مهمترين عواملى كه انسان را دچار خودفراموشى مىسازد، مشغله زياد است؛ چراكه فرد فرصتى براى انديشيدن به خود نمىيابد تا حقيقت را از نيرنگ بازشناسد. البته فراغت داشتن به معناى بىكارى و تنبلى و بيهودهگذرانى به بهانه خودشناسى و خويشتنيابى نيست، بلكه به معناى كاهش دلبستگىها و پرهيز از هرز دادن نيروى فكرى و روانى است. ممكن است كسى در روز بيش از دوازده ساعت كار كند، اما فراغت داشته و خاطرى آزاد و بانشاط و خودآگاه داشته باشد. بنابراين اولين گام براى درمان خودفراموشى كاهش دغدغهها و رها كردن دل از نگرانىهاست كه با توجه به خدا و عنايت او به تدريج حاصل مىشود.
پس از ايجاد فراغت و سبك شدن دغدغهها بايد قدمى فراتر نهاد و فرصتهايى را به خودكاوى اختصاص داد. اين فرصتها بايد مرتب باشد تا عادت روانى ايجاد شود و حس خودكاوى سربر كشد و به خوبى عمل كند. بهترين زمان براى اين انديشه، نيمه شب بهويژه دقايقى پيش از اذان صبح با پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب است. در اين ساعات كه غوغاى عالم فروخفته و كمتر مزاحمى براى تنهايى وجود دارد، روح آرميده آبستن انديشههاى عميقترين است.٦
(١) . «اِشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لاٰ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ؛ دلهاى كسانى كه به آخرت ايمان ندارند، منزجر مىگردد.» (زمر (٣٩):٤٥.)
(٢) . «بَلْ رٰانَ عَلىٰ قُلُوبِهِمْ مٰا كٰانُوا يَكْسِبُونَ؛ بلكه آنچه مرتكب مىشدند، رنگار بر دلهايشان بسته است.» (مطففين (٨٣):١٤.)
(٣) . «سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ؛ به زودى در دلهاى كسانى كه كفر ورزيدهاند، بيم خواهيم افكند.» (آل عمران (٣):١٥١.)
(٤) . «بُنْيٰانُهُمُ الَّذِي بَنَوْا رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ؛ آن ساختمانى كه بنا كردهاند، در دلهايشان مايه شك [و تفاق] است.» (توبه (٩):١١٠.)
(٥) . «فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ؛ در دلهايشان مرضى است.» (بقره (٢):١٠.)
(٦) . «إِنَّ نٰاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلاً؛ قطعا برخاستن شب، رنجش بيشتر و گفتار [در آن هنگام] راستينتر