اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ١١٥ - براى تأمل و پژوهش
پيامدها
كسى كه حقيقت خويش را فراموش كرده و يله و رها زندگى مىكند، شادكامى و خوشبختى موهومى را مىجويد كه هيچگاه بدان نخواهد رسيد؛ چه آنكه روح بزرگ انسان هرگز با لذتهاى مادى ارضا نمىشود.
كسى كه خود را نشناسد، نفس خويش را بيهوده رها مىكند.١
چنين فردى از ظرفيتها و فرصتهايش به خوبى استفاده نمىكند و به همينرو جز پشيمانى و حسرت سرانجامى ندارد. در شعرى منسوب به امام على عليه السّلام چنين مىخوانيم:
درد تو از خود توست، اما نمىبينى و دواى تو هم درون توست كه نمىفهمى.٢
كسى كه خود را فراموش كرده، همواره در ابهام است و با حقيقت خويش احساس سازگارى نمىكند. جهل، ظلمت است و بىگمان ناآگاهى از خود، فراگيرترين و تاريكترين ظلمات است.
با خودفراموشى دو وضعيت پيش روى آدمى قرار مىگيرد؛ يكى اينكه دارايىها و توانمندىهاى خود را درك نكرده، خويش را كمتر از آنچه هست، مىپندارد و ديگر آنكه خود را فراتر از آنچه هست، به شمار آورده، آنچه نيست و ندارد، از خود مىداند.
اين دو وضعيت در يك موضوع مشتركاند: نشناختن خود و حدود دارايىها و نيازمندىها، بدين معنا، فرد شايستگىها و قابليتهاى خود را نمىشناسد و احساس حقارت و ناكامى مىكند، ازاينرو در خيال خود، رؤياى بزرگى و شايستگى را در سر مىپروراند و بدينترتيب ظلمت ديگرى بر تاريكى فريب پيشين مىافزايد. بدينسان، او مىكوشد با عجب و خودبزرگبينى، از رنج حقارت و احساس كوچكى خود بكاهد. امام على عليه السّلام مىفرمايد:
خودبزرگبينى كاستىها را آشكار مىسازد.٣
(١) . امام على عليه السّلام: «من جهل نفسه اهملها.» (عبد الواحد تميمى آمدى، غرر الحكم و درر الكلم، ح ٤٦٦٢.)
(٢) . دواؤك فيك و ما تشعر. و داؤك منك و ما تنظر. (امام على عليه السّلام، ديوان امام على عليه السّلام، ص ١٧٨.)
(٣) . العجب يظهر التفيصه. (عبد الواحد تميمى آمدى، غرر الحكم و درر الكلم، ح ٧٠٩٨.)؛ اعجاب المرء بنفسه برهان