ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٧٤ - در احتجاج امام صادق - ع - بر بنى عباس
و اين يك از فلانى از قريش است، و اين خط حرب بن امية (جد معاويه) است.
هشام گفت: اى ابا عبد اللَّه مينگرم كه خط اجداد من پيش شما است؟
فرمود: آرى، هشام گفت: من حكم ميكنم كه ميراث اين مرد از آن تو است حضرت صادق عليه السّلام از مجلس خارج شد و (اين شعر را) ميخواند (كه ترجمهاش اين است) اگر عقرب بسوى ما بازگردد ما هم بازگرديم^ و نعلين براى كوبيدنش حاضر است (راوى گويد:) من بدان حضرت عرضكردم: قربانت گردم اين نامه چه بود؟
فرمود: نثيله كنيز مادر زبير و ابو طالب و عبد اللَّه بود، پس عبد المطلب او را از مادر زبير (با رضايت او) گرفت و با او همبستر شد و فلانى (يعنى عباس) از او بدنيا آمد، زبير گفت: اين كنيزك را ما از مادر خود بارث مىبريم و پسرش هم بنده ما است، پس عبد المطلب قبائل قريش را نزد او (براى بازگرداندن عباس) واسطه كرد و زبير پذيرفت با اين شرط كه گفت:
نبايد اين پسرت در مجلس بالادست ما بنشيند، و در هيچ مالى خود را سهيم و شريك ما نداند، و بر اين جريان نامه نوشت و گواهانى گرفت و اين همان نامه است.
توضيح- احمد بن هلال كه در سند اين حديث قرار دارد از كسانى است كه متهم است بوضع احاديث، و گذشته از اين در خود حديث هم قرائنى هست كه صدور آن از امام عليه السّلام خيلى بعيد بنظر ميرسد و موجب وهن حديث گشته و شبهه وضع آن را تقويت ميكند و گذشته با تواريخ معتبرى هم كه در دست است وفق نميدهد، و چنين بنظر ميرسد كه منظور واضع آن قدح در نسب بنى عباس بوده و اللَّه اعلم.
٣٧٣- عنبسة بن بجاد از امام صادق عليه السّلام در گفتار خداى عز و جل: «و اما اگر از سمت راستيها باشد پس سلام بر تو از سمت راستيها» (سوره واقعه آيه ٩٠- ٩١) فرمود: رسول خدا (ص) بعلى عليه السّلام فرمود: آنها شيعيان تواند و فرزندان تو از ايشان بسلامت هستند (يعنى) از اينكه آنان را بكشند.