ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١١٩ - در تعبير خواب
زده گريستم، حضرت فرمود: تو را چه شده؟ عرضكردم: من اميد آن داشتم كه تا نيروئى در تن دارم حكومت حقه شما و پيروزيتان را درك كنم؟
فرمود: آيا خوشنود نيستيد كه دشمنان شما همديگر را بكشند، و شما آسوده در خانههاى خود باشيد، براستى اگر اين جريان بشود، (و هنگام ظهور و پيروزى ما گردد) بر مردى از شما نيروى چهل مرد داده شود و دلهاى شما چون پارههاى آهن گردد كه اگر با آنها بكوهها زنند آنها را از جاى بركند، و شما در آن زمان حاكمان روى زمين و خزينه داران آن باشيد.
٤٥٠- هارون بن عنترة از پدرش روايت كرده كه گفت: بارها امير مؤمنان را ديدم كه انگشتان خود را مشبك ميساخت و درهم ميكرد و (دنيا را مخاطب ساخته يا حكايت نفس ميكرد و) ميفرمود: گشاد شو و تنگ شو و تنگ شو و گشاد شو، سپس فرمود: شتابكنندگان (در امر فرج و ظهور ما) هلاك شدند، و مقربان (يا آنان كه آن را نزديك دانند) نجات يافتند، و سنگريزه بر سر ميخ (قدرت) آنها بجاى مانده، سوگند ميخورم بخدا از روى راستى كه همانا پس از اندوه و غم فتح و گشايش شگفت آورى است.
شرح- مجلسى (ره) گويد: مشبك كردن اصابع آن حضرت باين نحو بود كه انگشتان يك دست را ميان انگشتان دست ديگر ميكرد و آنها را تا بيخ انگشتان مىبرد و دوباره تا بسر انگشتان برميگرداند براى اينكه تنگى و فراخى دنيا را بآن دو حالت تشبيه كند.
و در جمله «تفرجى تضيقى و تضيقى تفرجى» گويد: ممكن است آنها را بصيغه مصدر خواند يعنى تنگ گرفتن دنيا بر من مستلزم فرج و گشايش من است، و سختى آن را حتى بدنبال دارد چنانچه خداى تعالى فرمود: إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً و همچنين بعكس آن. يا مراد اين است كه شدت و سختى براى من راحتى است چون خوشنودى خدا را در آن دانم، و راحتى در دنيا را دوست ندارم چون غالبا راحتى دنيا مستلزم بيخبرى و دورى از خداى تعالى است. و اظهر آن است كه بصيغه امر خوانده شود و مخاطب در در آن دنيا باشد، و هر دو جمله اخبار در صورت انشاء باشد و غرض بيان اختلاف احوال دنيا است كه در بلا و سختى آن اميد نعمت و گشايش است، و در عيش و نعمتش بيم بلا و شدت نهفته است، و مقصود تسليت