ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٤٣ - فضيلت شيعه
اينكه گويند: چرا نبايد آنها (نيز مانند زيد بن على) با شمشير خروج كنند و چرا نبايد كسى را هم كه خروج ميكند يارى كنند.
٣١٥- عبيد بن زرارة از پدرش از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود: هر كس در مجلسى بنشيند كه در آن مجلس بيكى از امامان حق دشنام داده شود و اين شخص بتواند دفاع كند و نكند خداى عز و جل در دنيا جامه خوارى بر او بپوشاند و در آخرت او را عذاب كند و نعمت و معرفت ما را كه باو داده از او بگيرد.
[فضيلت شيعه]
٣١٦- ابى شمل گويد: امام صادق عليه السّلام آغاز سخن كرده بمن فرمود: شما ما را دوست داشتيد و مردم ما را دشمن داشتند، شما ما را تصديق كرديد و مردم دروغگومان پنداشتند، شما بما پيوستيد و مردم با ما جفا كردند، پس خداى تعالى زندگى شما را زندگى ما قرار داد و مرگتان را مرگ ما مقرر فرمود بخدا سوگند فاصلهاى نيست ميان مردى از شما و ميان اينكه ديدهاش (بديدار بهشت و پيمبر و امامان) روشن گردد مگر همان مقدار كه جانش باينجا برسد- و اشاره بحلقش كرد و پوست آن را بدست گرفت- سپس اين سخن را تكرار كرد، و باين مقدار هم قناعت نكرد تا بالاخره برايم قسم خورد و فرمود:
سوگند بدان خدائى كه معبودى جز او نيست كه اين مطلب را پدرم محمد بن على برايم گفت، اى ابا شمل آيا خوشحال نيستيد كه شما نماز بخوانيد و آنها هم نماز بخوانند و از شما پذيرفته شود ولى از آنها پذيرفته نگردد؟ آيا خوشحال نيستيد كه شما زكات دهيد و آنها هم زكات دهند و از شما پذيرفته شود ولى از آنها پذيرفته نشود، آيا خوشنود نيستيد كه شما حج بجا آريد و آنها نيز حج بجا آرند و خداى جل ذكره از شما را قبول كند ولى از آنها را نپذيرد، بخدا سوگند پذيرفته نشود نماز مگر از شما و نه زكات مگر از شما و نه حج مگر از شما، پس از خداى عز و جل بترسيد كه براستى اكنون شما در زمان صلح و