ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٤٨ - خطبهاى از امير مؤمنان ع
پيشوا و رهبر آنان نيست.
از حق (و حقيقت) در ميانشان جز نامى نمانده و از آن جز خط و نوشته در ميان ايشان بجاى نماند، كسى است كه آوازه حكمتهاى قرآن بگوشش خورده و به پيروى آن (و بدين اسلام) درآيد ولى هنوز از آن مجلس برنخاسته كه از دين (و پيروى قرآن) بيرون رود، و از دين و روش پادشاهى بآئين پادشاهى ديگر درآيد (و خلاصه دين او تابع آراء حكمرانان و پادشاهان گردد) و از تحت سرپرستى پادشاهى بسرپرستى پادشاهى ديگر برآيد، و از پيروى زمامدارى به پيروى زمامدار ديگرى درآيد، و از تعهدات سلطانى بزير بار تعهدات سلطان ديگرى برود، و بتدريج از آنجائى كه خود خبر ندارند خداى تعالى آنان را بوسيله آرزو و اميد (بمتاع پست دنيا و دلبستگى بآنچه نزد دنياداران است) بنابودى كشاند، و براستى كه دام خدا بسيار محكم و سخت است، تا بدان جا كه در گناه و نافرمانى متولد شوند، و بجور و ستم ديندارى كنند (يا معتاد گردند) در صورتى كه قرآن كريم از جور و ستم بهيچ نحو نگذرد (و ناديده نگيرد) گمراهانى هستند سرگردان كه بغير دين خداى عز و جل ديندارى كنند، و براى غير خدا سر تعظيم فرود آرند.
مساجد ايشان در آن زمان از گمراهى آباد و از هدايت ويران است، [حق و هدايت در آنها دگرگون گشته] قاريان قرآن و آبادكنندگان مساجد در آن زمان نوميدترين خلق خدا و آفريدگان آنند (زيرا نه دنياى آبادى دارند و نه ايمان محكمى بآخرت) گمراهى از آنان سرچشمه گيرد و بدانها باز گردد، و از اين رو حضور در مساجد ايشان و رفتن بسوى آنها كفر بخداى بزرگ است مگر آن كس كه بمساجد آنان برود و گمراهى آنان را بداند.
و در نتيجه رفتار و كردارى كه بدان منوال دارند مساجد آنها از هدايت ويران و از گمراهى آباد است، سنت خدا دگرگون شده و حدود و مقرراتش مورد تجاوز قرار گرفته، و بهدايت دعوت نكنند، و