ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢١٥ - فضائل شيعه
رسول خدا (ص) نگاه كرد و شام را با همه دروازهها و بازرگانانش در پيش روى خود مشاهده كرد، فرمود:
كجاست آن كس كه از وضع شام از من پرسيد؟ گفتند: فلانى و فلانى بودند، رسول خدا (ص) رو بدانها كرده و از هر چه آنها پرسيدند پاسخشان را داد، با اين حال جز اندكى از آنها بدان حضرت ايمان نياوردند و همين است تفسير گفتار خداى تبارك و تعالى: «اين آيهها و بيم دادنها براى گروهى كه ايمان نياوردند سود بخش نيست» سپس امام صادق عليه السّلام فرمود: بخدا پناه ميبريم از اينكه ما بخدا و رسولش ايمان نداشته باشيم، ما ايمان داريم بخدا و رسول او صلى اللَّه عليه و آله.
[فضائل شيعه]
٥٥٦- ابو حمزة گويد: شنيدم از امام صادق عليه السّلام كه ميفرمود: همين كه مؤمنى ببرادر مؤمن خود «اف» بگويد (و باو پرخاش كند) از ولايت او (و پيوند دوستى كه خدا ميان آنها قرار داده) بيرون رود، و چون بدو بگويد: تو دشمن من هستى، يكى از آن دو نفر كافر شده زيرا خداى عز و جل از كسى عملى را نپذيرد كه بخواهد مؤمنى را با عتاب و سرزنش نصيحت كند، و از مؤمنى كه در دلش قصد سوئى نسبت بمؤمن ديگرى داشته باشد عملى را قبول نكند، اگر پرده از پيش چشم مردم برداشته ميشد و مىنگريستند بدان پيوندى كه ميان خداى عز و جل و (بنده) مؤمن (او) است گردنهاشان در برابر مؤمنين خم ميشد و كارهاى آنها بر ايشان هموار ميگرديد. و فرمانبردارى آنها بر ايشان آسان ميگشت، و اگر نگاه ميكردند بآن اعمالى كه مردود شده هر آينه ميگفتند: خداى عز و جل هيچ عملى را از كسى نمىپذيرد.