ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢١٤ - مناظره عبد الله بن الحسن با امام صادق - ع
٥٥٤- از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه در تفسير گفتار خداى تبارك و تعالى: «و مژده ده بكسانى كه ايمان آوردهاند كه آنها سابقه نيك (يا مزد خوبى) نزد پروردگارشان دارند» (سوره يونس آيه ٢) فرمود: مقصود (از سابقه نيك) رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم است (كه آن حضرت براى ايشان شفاعت كند).
٥٥٥- عبد اللَّه بن يحيى كاهلى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه در تفسير گفتار خداى عز و جل «اين آيهها و بيم دادنها براى گروهى كه ايمان نياورند سود بخش نيست» (سوره يونس آيه ١٠١) فرمود: چون رسول خدا (ص) بمعراج رفت، جبرئيل براى او براق را آورد و حضرت سوار آن شد و به بيت المقدس رفت، و در آنجا برادران پيغمبر خود را ديدار كرد، سپس بازگشته باصحاب خود باز گفت: كه من دوش به بيت المقدس رفتم و بازگشتم و جبرئيل براى من براق را آورد و من بر آن سوار شدم، و نشانه آنچه ميگويم آنست كه من بكاروان ابى سفيان برخوردم كه بر سر آبگاه فلان قبيله بودند، و شتر سرخ موئى از آنها گم شده بود و در صدد پيدا كردنش بودند.
آنها كه سخنان آن حضرت را شنيدند با هم گفتند: او سوار تندروى بوده كه بشام رفته (و باز گشته) و شما بشام رفته و آنجا را ديدهايد اينك از بازارها و دروازهها و بازرگانان آنجا از او بپرسيد، گفتند: اى رسول خدا شام و بازارهاى آن چگونه است؟
امام صادق عليه السّلام فرمود: رسول خدا چنان بود كه اگر چيزى را كه نميدانست از او ميپرسيدند بر او سخت و ناگوار بود بطورى كه اثر آن در چهرهاش ظاهر ميشد- در اين ميان (كه بفكر فرو رفته بود) جبرئيل بنزد آن حضرت آمده عرضكرد: اى رسول خدا اين شام است كه در برابر چشم تو قرار گرفته