ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢١٢ - مصاحبه حمران با امام باقر - ع
اين پس پيمانشكنى نخواهم كرد و بوعدهاى كه دادهام وفا ميكنم.
آن مرد از او پيمان گرفت و بدو گفت: او تو را خواسته تا از خوابى كه ديده از تو بپرسد كه اين زمان چه زمانى است؟ و چون چنين سؤالى از تو كرد باو بگو: اين زمان زمان ترازو و ميزان است.
جوان بنزد پادشاه آمد و بر او وارد شد، پادشاه گفت: ميدانى براى چه پيش تو فرستادم؟ جوان گفت: خوابى ديدهاى و ميخواهى بپرسى اين چه زمانى است.
پادشاه گفت: راست گفتى بگو: چه زمانى است؟ پاسخداد: زمان ترازو و ميزان است، پادشاه دستور داد جايزهاى بدو دادند، و اين بار جوانك آن مال را برداشته و همه را آورد پيش روى آن مرد دانشمند گذارد و گفت: آنچه اين بار گرفتم (بىكم و كاست) همه را بنزد تو آوردم تا تو سهم مرا بدهى.
مرد دانشمند گفت: زمان اول زمان گرگ بود و تو هم از گرگان بودى، و زمان دوم زمان قوچ بود كه تصميم ميگيرد ولى انجام ندهد، و تو هم تصميم ميگرفتى ولى وفا نكردى، و اين زمان زمان ميزان و عدل است و تو بوعده خويش وفا كردى، اكنون همه اين مال را بردار كه مرا بدان نيازى نيست، و همه مال را باو پس داد.
شرح- مجلسى (ره) در توضيح جمله:
«ان لك اصدقاء و اخوانا»
(كه در صدر حديث است) چند احتمال ذكر كرده:
١- مقصود از نقل اين حكايت اين باشد كه اين زمان وفاى بعهد و پيمان نيست، و اگر تو زمان ظهور دولت حقه را بدانى بآشنايان و برادرانى كه دارى بازگو ميكنى و اين خبر ميان مردم پراكنده مىشود و در نتيجه فساد بزرگى ببار مىآورد، و اگر قول هم بدهى كه آن را مكتوم و پنهان نگهدارى فايده ندارد زيرا باين قول عمل نخواهى كرد چون زمان ميزان و عدل نشده.
٢- مقصود اين باشد كه تو آشنايان و دوستانى دارى بنگر ببين آيا آنها در يك كارى با تو