ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٠٢ - (خطبهاى از امير المؤمنين ع)
ظاهرسازى (چاپلوسى و دوروئى) با من آميزش نكنيد، و اين گمان را بمن مبريد كه اگر مطلب حقى بمن گفته شود بر من دشوار آيد (كه در نتيجه آن را از من پنهان داريد) و نپنداريد كه من در صدد بزرگطلبى خود هستم در چيزهائى كه بصلاح من نيست.
زيرا كسى كه تذكر حق براى او دشوار و سنگين آيد و يا از پيشنهادى عادلانه نگران و ناراحت شود عمل كردن بحق و عدالت بر او دشوارتر و سنگينتر باشد، پس شماها از حقگوئى و مشورتهائى كه نظرهاى عادلانه در آن داريد خوددارى نكنيد، زيرا من برتر از آن نيستم كه خطا كنم، و در كار خويش از آن ايمن نباشم، مگر آنكه خداوند مرا از آنچه كه از من بدان تواناتر و مسلطتر است نگاهدارى كند (منظور آن حضرت اين است كه اگر هم معصوم باشم- چنانچه عقيده ما بر آن است كه امام عليه السّلام معصوم از خطا است- آنهم از جانب پروردگار و از نعمتهاى اوست) زيرا كه ما و شما بندگانى هستيم مملوك از آن پروردگارى كه جز او پروردگارى نيست، و او مالك و صاحب است از ما آنچه را كه ما خود مالك آن نيستيم، و اوست كه ما را از آن جهالت و نادانى كه در آن گرفتار بوديم بسوى آنچه صلاح ما بود از هدايت بيرون آورد و گمراهى ما را بهدايت مبدل كرد، و پس از كورى بما بينائى بخشيد.
در اينجا دوباره همان مردى كه پيش از آن پاسخ آن حضرت را داده بود بسخن آمده گفت:
تو براستى شايسته آنى كه گفتى و بلكه بخدا سوگند، بالاتر از آنى كه گفتى و نعمتهاى خداوند در نزد ما بحدّى است كه نتوان بر آن سرپوش نهاد، و همانا خداى تعالى سرپرستى ما را بدوش تو گذارده و تدبير كارهاى ما را بتو واگذارده و تو امروز رهبر مائى كه بايد بوسيله تو راهبر شويم، و پيشواى مائى كه بايد بتو اقتداء نمائيم، فرمانت جملگى هدايت است، و گفتارت همگى ادب است، ديدگان ما در زندگى همه بتو روشن است، و دلهاى ما يكسره بوجود تو از شادى و خوشى لبريز است، و عقلهاى ما از