ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٠١ - (خطبهاى از امير المؤمنين ع)
در پيش ما بسى ارجمند است.
امير مؤمنان عليه السّلام در پاسخ آن مرد چنين گفت:
براستى سزاوار است براى كسى كه جلالت خدا در نزد او بزرگ و مرتبهاش در دل او بلند است كه بخاطر همين بزرگى جلالت هر چه غير خدا است در پيش او كوچك باشد، و سزاوارتر كسى كه بايد چنين باشد آن كسى است كه نعمت خدا در باره او بزرگ و احسانش بوى نيكو باشد، زيرا نعمت خدا بر كسى بزرگ نگردد جز آنكه عظمت حق خدا بر او افزون گردد.
و براستى از پستترين حالات زمامداران در پيش مردمان نيكوكار آن است كه گمان فخرطلبى و خودستائى بآنها برده شود و كردارشان حمل بر تكبر و گردنفرازى گردد، و من خوش ندارم كه در پندار شما بگذرد كه من شنيدن ستايش و مدح خود را از شما دوست دارم، و سپاس خدا را كه چنين نيستم، اگر فرضا اين كار را هم دوست داشتم آن را بخاطر فروتنى در پيشگاه خداى سبحان كه او بدريافت عظمت و بزرگوارى سزاوارتر است رها كرده و وامىنهم.
و گاهى است كه مردم ستايش را پس از دچار شدن بآزمايش و بلا شيرين شمارند (و بخود حق دهند كه در اين مورد آنها را ستايش كنند، ولى من چنين نيستم زيرا آنچه اكنون مشاهده ميكنيد از دچار شدن بجهاد در راه حق باقيمانده حقوقى است كه خدا بر من دارد) پس مرا بستايش نيكو نستائيد زيرا من خود را كه در پيشگاه خدا و شما آماده كردهام براى خاطر اداء باقيمانده حقوقى است كه از اداى آن فراغت نيافتهام، و بخاطر انجام فرائض و واجباتى است كه ناچار به اجراى آن هستم، و از اين رو بدانسان كه با گردنكشان و زورگويان سخن ميگوئيد (و براى خوش آمد آنها مدح و ستايششان ميكنيد) آن گونه با من سخن مگوئيد، و بدان گونه كه از مردم تندخو و خشمگين محافظه كارى ميكنيد (و براى آنكه آنان بخشم نيايند مطالب را باو اظهار نميداريد و يا احترامات و تعارفات متملقانه انجام ميدهيد) با من آن گونه رفتار نكنيد. و با