ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٩٠ - داستان واقفيه و ابن قياما
سپس فرمود: بنظر تو حضرت موسى (بن عمران) هنگامى كه بنزد آنها (يعنى گوساله پرستان) برگشت باو گفته بودند: خوب بود او را (يعنى هارون برادرت را) براى ما منصوب ميكردى تا ما از او پيروى كرده و دنبالش ميرفتيم، اين سخن آنها بهتر بود يا آن كس كه گفت: «ما همچنان اين گوساله را پرستش كنيم تا موسى بنزد ما باز گردد»؟
گويد: من عرضكردم: نه آن كس كه گفت: خوب بود او را براى ما منصوب ميكردى. فرمود:
ابن قياما و هر كه با او هم عقيده بود از همين جا هلاك شد.
گويد: سپس آن حضرت نام ابن سراج را (كه او هم از واقفه بود) ذكر كرده فرمود: او بمردن حضرت كاظم عليه السّلام اقرار كرد، زيرا هنگام مرگش وصيت كرد كه هر چه من بجاى گذاردم حتى اين پيراهنى را كه پوشيدهام همه از ورثه حضرت كاظم عليه السّلام است، و نگفت: از خود حضرت كاظم است، و اين اقرارى بود از او، ولى چه سودى از اين حرف برد يا از آنچه پيش از آن گفته بود، سپس آن حضرت از سخن دهان بست.
شرح- طاهر و هرثمة كه نامشان در اين روايت ذكر شده دو تن از سرداران معروف مأمون هستند و طاهر همان طاهر ذو اليمينين است كه در استقرار حكومت مأمون و انتقال خلافت باو سهم بسزائى داشت و هم او بود كه بغداد را گرفت و امين را كشت و سرش را براى مأمون فرستاد ... بشرحى كه مورّخين نوشتهاند و گويند: او از شيعيان و دوستان حضرت رضا عليه السّلام بوده و هرثمه نيز معروف بتشيع و دوستى اهل بيت بوده و رواياتى نيز از او نقل شده است.
[داستان واقفيه و ابن قياما]
و ملخص داستان حضرت موسى و گوساله پرستان كه امام رضا عليه السّلام حال خود و واقفه را بدان تشبيه كرده است اين بود كه: چون موسى عليه السّلام خواست براى گرفتن الواح بكوه طور برود هارون را در ميان بنى اسرائيل بجانشينى منصوب فرمود و سرپرستى بنى اسرائيل را در مدت غيبت خود باو گذارد و قرار بود مدت غيبتش سى روز بيشتر طول نكشد، و چون بكوه طور رفت چنانچه خدا در قرآن فرموده دوران غيبتش از سى روز گذشت وسوسه در دل سامرى افتاد و تصميم بساختن گوساله و بازگرداندن آنها را بپرستش گوساله گرفت و گوساله را با طلا آلاتى كه آنها داشتند بساخت و آنها را بگوسالهپرستى