ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٢٦ - (حديث ابى ذر رضي الله عنه)
و اينكه محمد رسول خدا است، گفتم: گواهى دهم كه معبودى جز خداى يگانه نيست، و محمد رسول خدا است.
رسول خدا (ص) بمن فرمود: اى ابا ذر بسوى بلاد خويش باز گرد كه عموزادهات از دنيا رفته و هيچ وارثى جز تو ندارد، پس مال او را برگير و پيش خانوادهات بمان تا كار ما آشكار و ظاهر گردد ابو ذر بازگشت و آن مال را برگرفت و پيش خانوادهاش ماند تا كار رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم آشكار گرديد.
امام صادق عليه السّلام فرمود: اين بود سرگذشت ابو ذر و اسلام او، و اما داستان سلمان را كه شنيدهاى آن مرد عرضكرد: قربانت داستان سلمان را هم برايم بگو، فرمود: آن را شنيدهاى، و بخاطر بىادبى كه كرده بود برايش بيان نفرمود.
مترجم گويد: داستان اسلام سلمان را صدوق عليه الرحمة در كمال الدين نقل فرموده، و ابن هشام نيز در سيرة، اسلام سلمان را بترتيبى ديگر ذكر كرده كه اخيرا اين حقير آن را ترجمه كرده و بسرمايه كتابفروشى اسلاميه چاپ شده است بدان جا مراجعه شود. (زندگانى پيامبر اسلام ج ١ ص ١٣٩- ١٤٧).
٤٥٨- زرارة از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود: ثمامه بن اسال را سواران (لشكر) پيغمبر (ص) اسير گرفتند، و پيش از آن رسول خدا (ص) دعا كرده بود و گفته بود: خدايا مرا بر ثمامة مسلط گردان، پس رسول خدا (ص) باو فرمود: من تو را بيكى از سه چيز مخير ميسازم: يكى اينكه تو را بكشم، ثمامة گفت: در اين صورت مرد بزرگى را كشتهاى، ديگر آنكه از تو فديه بگيرم (و آزادت كنم) گفت: در چنين صورتى مرا مرد پرارزش و گرانبهائى خواهى يافت، سوم آنكه بر تو