ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٠١ - فضيلت مسجد كوفه و داستان نوح - ع
(و دقت كند تا بيگانهاى براى جاسوسى بميان شما نيامده باشد).
حذيفه گويد: من (براى آنكه گرفتار نشوم) بسمت راست خود نگاه كردم و (بدان كه پهلويم نشسته بود) دست زده گفتم: كيستى؟ گفت: معاويه، و بدان كه سمت چپم بود گفتم: تو كيستى؟ گفت سهيل بن عمرو.
حذيفه گويد: در اين هنگام بود كه لشكر اعظم خدا در رسيد، ابو سفيان برخاست و بر مركب سوار شد و در ميان قريش فرياد زد: گريز، گريز، و طلحة ازدى گفت: محمد شرى براى شما فزود سپس سوار بر مركب خويش شد در ميان قبيله بنى اشجع فرياد زد: فرار، فرار، عيينة بن حصن نيز همين كار را كرد، حارث بن عوف مزنى نيز همين كار را انجام داد، و اقرع بن حابس نيز چنين كرد و بدين ترتيب احزاب (كه براى نابودى پيغمبر اسلام و يارانش همدست شده بودند) همگى برفتند، و حذيفة بنزد رسول خدا (ص) بازگشته و جريان را بآن حضرت اطلاع داد.
امام صادق عليه السّلام فرمود: براستى هنگامه آن شب شبيه روز قيامت بود.
[فضيلت مسجد كوفه و داستان نوح- ع-]
٤٢١- مفضل بن عمر گويد: در آن وقتى كه امام صادق عليه السّلام براى ديدار ابو العباس (سفّاح نخستين خليفه عباسى) بكوفه آمد من نيز در ركاب آن حضرت بودم، همين كه بمحله كناسه رسيديم فرمود:
در اينجا بود كه عمويم زيد رحمة اللَّه را بدار زدند، سپس برفت تا چون بطاق زيت فروشان كه آخر بازار سراجها بود رسيد از مركب پياده شد و بمن نيز فرمود: فرود آى اين مكان مسجد كوفه نخست است كه آدم عليه السّلام طرح آن را ريخت و من خوش ندارم كه سواره بدان وارد شوم من عرضكردم: پس چه كسى آن طرح را بهم زد؟ فرمود: نخست طوفان زمان نوح عليه السّلام بود،