پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٤٦ - بالا گرفتن كار بنى عباس و موضعگيرى امام صادق عليه السلام
اسم هيچكسى را بر زبان نراند.
از ابو بصير روايت شده است كه گفت: هنگامى كه داوود والى مدينه شد، معلّى را طلبيد و از او نام شيعيان امام صادق عليه السّلام را سؤال كرد. معلّى كتمان نمود، او به معلّى گفت: آيا از من كتمان مىكنى؟! آگاه باش كه اگر اين راز را از من بپوشانى، تو را مىكشم.
معلّى پاسخ داد: آيا مرا به قتل تهديد مىكنى؟! به خدا قسم كه اگر آنان زير پاى من باشند پاى خود را برنمىدارم تا تو آنها را ببينى و اگر تو مرا بكشى مرا به سعادت ابدى رساندهاى و خود به شقاوت و بدبختى دچار شدهاى. هنگامى كه داوود خواست معلّى را به قتل برساند معلّى گفت مرا به ميان مردم ببر تا درباره اموالى كه دارم وصيّت كرده و نزد مردم شهادت بدهم. داوود معلّى را به ميان بازار برد. هنگامى كه مردم جمع شدند معلّى گفت: اى مردم شاهد باشيد كه آنچه من از مال، چشمه، بدهى، كنيز، بنده، خانه، كم يا زياد بهجا گذاشتهام همه از آن جعفر بن محمّد عليه السّلام است. پس از اين او را به قتل رساندند[١].
امام صادق عليه السّلام از كشته شدن معلّى بن خنيس بسيار ناراحت شدند و هنگامى كه با داوود بن على روبرو شدند به او گفتند: تو وصىّ مرا در مال و عيالم به قتل رساندى، سپس فرمودند: من تو را در نزد خدا نفرين خواهم كرد. داوود گفت: هر كار مىخواهى بكن.
هنگامى كه شب فرارسيد، امام صادق عليه السّلام فرمودند: خداوندا او را با تيرى از تيرهايت بزن و قلب او را بشكاف. فردا صبح داوود مرده بود و مردم مرگ او را به
[١] . كشّى، اختيار و معرفة الرّجال ٣٧٧ ح ٧٠٨ و ٧١٣ و به نقل از آن مناقب ابن شهر آشوب ٣/ ٣٥٢، بحار الانوار ٤٧/ ١٢٩.