پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٤٤ - ٤ رويه امام در اين مرحله
اى فضل درباره چه چيز با يكديگر نجوا مىكنيد؟ خداوند متعال هيچگاه به واسطه عجله بندگان در كارهاى خود عجله روا نمىدارد، و به تحقيق كندن يك كوه از جايگاه خود بسيار آسانتر است از زايل كردن سلطنتى كه هنوز هنگام زوال آن نرسيده است. سپس فرمودند:
فلانى پسر فلانى پسر فلانى، تا اينكه به نسل هفتم از اولاد فلانى رسيدند.
فضل كاتب گويد به امام عرض كردم: قربانت شوم، پس چه علامتى ميان ما و شما براى مناسب شدن اوضاع باشد؟ حضرت فرمودند: اى فضل، از جاى خود حركت مكن تا اينكه سفيانى خروج كند، هنگامى كه سفيانى خروج كرد به سوى ما بياييد و اين كلام را سهبار تكرار كردند كه اين از امور حتمى است[١].
معلّى نقل مىكند كه نامههاى زيادى از شيعه به سمت امام صادق عليه السّلام رسيد كه همه آن حضرت را به قيام فرامىخواندند[٢] و جواب امام عليه السّلام در بحثهاى سابق گذشت كه حاصل آن اين بود كه زيادى تعداد افراد كه مردم را به اين گمان مىانداخت كه آنها براى قيام و نهضت كافى هستند كه عدد قابل توجّهى هم بود به اخلاص و رسوخ عقيده در جانها محتاجتر هستند. پس امام عليه السّلام نمىتوانست با طرز تفكّر فضل كاتب يا سهل خراسانى يا ديگران خود را به معركه بيندازد. چرا كه اينگونه ماجراجويى و داخل شدن در بازى سياسى و استفاده از شرايط به نتايجى كه اين گروه از افراد قدرت درك آن را نداشتند ختم مىشد. چرا كه اگرچه شايد باعث ايجاد انقلابى مىشد، امّا حتّى در حالت پيروزى و به دست گرفتن اهرمهاى قدرت نيز موجب تعطيل برنامهريزىهاى الهى كه امام عليه السّلام به آن ملتزم بود مىگرديد.
[١] . روضه كافى ٢٢٩ و به نقل از آن بحار الانوار ٤٧/ ٢٩٧، وسائل الشيعة ١١/ ٣٧.
[٢] . كافى ٨/ ٢٧٤.