پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٨ - ج ارائه راه صحيح فهم دينى
بهجا آورد؛ در حالىكه خداوند متعال قضاى روزه را واجب كرده و قضاى نماز را واجب ننموده است؟!
امام عليه السّلام با اين مثالها قصد داشت تا به ابو حنيفه ثابت كند كه دين خدا با قياس و استحسان دريافت نمىشود. سپس امام براى بطلان كامل نظريه قياس ابو حنيفه پرسش ديگرى را مطرح فرمودند: آيا بول كثيفتر است يا منى؟» ابو حنيفه در پاسخ گفت: بول كثيفتر است.
امام صادق عليه السّلام فرمودند: پس بنابر مسلك قياسى تو بايد از بول غسل كرد چون كثيفتر است و چون منى كثافت كمترى دارد بايد براى آن وضو گرفت؛ در حالىكه خداى تعالى غسل را از منى واجب كرده است نه از بول.
سپس امام عليه السّلام حديث خود را در ردّ او اينگونه از سر گرفتند كه:
چه مىگويى درباره مردى كه غلامى دارد و در يك شب خود و غلامش ازدواج مىكنند. آنها با همسرانشان در يك شب خلوت مىكنند و سپس به مسافرت رفته، آن دو زن را در يك خانه مىگذارند. آن دو زن دو پسر به دنيا مىآورند. ناگاه در شبى خانه بر سر آنان خراب مىشود. دو زن كشته شده و دو پسر باقى مىمانند. به نظر تو كداميك از اين دو پسر مالك است، كداميك مملوك، كداميك از اين دو پسر وارث است و كداميك از اين دو به ارث مىرسد؟
در اينجا نيز ابو حنيفه به ناتوانى خود از جواب اعتراف كرد و گفت: من فقط در زمينه حدود صاحبنظر هستم.
اينجا امام عليه السّلام سؤال ديگرى را مطرح كردند: چه مىگويى در مرد كورى كه چشم آدم بينائى را از كاسه درآورد و دست مردى را قطع كرد؟ چگونه حدّ بر او جارى مىشود؟.
ابو حنيفه باز به عجز خود اعتراف كرد و گفت: من مردى هستم كه به آنچه پيامبران بر آن مبعوث شدهاند دانش دارم ...
در اينجا امام عليه السّلام سؤال ديگرى را مطرح كردند: مرا خبر بده از قول خداوند