فقه نظام اقتصادى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٢٩ - نوع دوّم ايجاد بهرهزايى در ثروتهاى خام
در اين روايت، حفر وادى كه به منظور استخراج آب يا معدن به كار مىرود، و نيز احياء ارض موات- كه هر دو از مصاديق ايجاد بهرهزايى در زمين است (وادى، يا زمين موات)- موجب پيدايش حق مالكيت در ثروت احياء شده به شمار آمده است.
٢. صحيحه فضلاء عن ابى جعفر و ابى عبدالله قال:
«قال رسولالله (ص): مَنْ أَحْيا أَرْضاً مَوَاتاً فَهِى لَهُ»[١].
هركس زمين مواتى را احياء كند زمين از آنِ اوست.
٣. صحيحه عبدالله بن سنان عن ابى عبدالله (ع) قال:
«سُئِلَ وَ أَنَا حَاضِرٌ عَنْ رَجُلٍ أَحْيا أَرْضاً مَوَاتاً، فَكَرَى فِيهَا نَهَراً وَ بَنَى فِيهَا بُيوتاً وَ غَرَسَ نَخْلًا وَ شَجَراً، فَقَالَ: هِى لَهُ وَ لَهُ أَجْرُ بُيوتِهَا وَ عَلَيهِ فِيهَا الْعُشْرُ ...»[٢].
از امام صادق (ع) پرسيدند و من حاضر بودم درباره كسى كه زمين مواتى را احياء كرده در آن نهرى حفر كرده و خانههايى ساخته و درخت و نخلى كاشته؟ فرمود: آنچه كرده از آنِ اوست و مزد خانهها از آنِ اوست و بايد يك دهم را بپردازد.
ظاهر عبارت «هِى لَهُ» دلالت بر مالكيت زمين و اعيان موجود در آن دارد؛ بنابراين احيا كننده بهوسيله احياى زمين مالك زمين و آثار به وجود آمده روى آن خواهد شد، و عبارت «وَ لَهُ أَجْرُ بُيوتِهَا» بر مالكيت منافع بيوت افزون بر مالكيت اعيان آنها دلالت دارد، و به نظر مىرسد دليل تصريح بر مالكيت منافع بيوت- به طور ويژه- امكان بهرهبردارى خاصى است كه در بيوت وجود دارد؛ زيرا بهرهبردارى از زمين احيا شده به كشت و زرع و آبيارى درختان است، كه اين نوع بهرهبردارى- معمولًا- به طور مستقيم درآمدزا
[١] . همان، باب ١، ص ٤١٢، حديث ٥.
[٢] . همان، ص ٤١٣، حديث ٨.