فقه نظام اقتصادى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٨٤ - ٣ دنيا دريچهاى است به سوى زندگى جاودان اخروى
شهروندانى در قلمرو اين مملكت الهى اقامت دارند، به تناسب تعداد افراد و كيفيت و نوع نيازهاى آنان، پاسخ مناسب و كافى در نظام آفرينش درنظر گرفته شده و در آن نهفته است، بنابراين هرگونه اختلال پديد آمده در زندگى انسان در نتيجه عدم توازن ميان كمّيت نيازها يا نوع و كيفيت نيازها با ميزان استعدادها و امكانات موجود در جهان، ناشى از سوء رفتار انسان و تمرّد بر قوانين و ضوابط شهروندى است، و نه ناشى از اختلال در نظم حاكم بر جهان و درهم ريختگى، يا عدم تدارك امكانات كافى براى رفع نيازهاى شهروندان، يا ضعف محاسبه نيازها و امكانات موجود است.
٣. دنيا دريچهاى است به سوى زندگى جاودان اخروى
جهانى كه براى زندگى جاودانه و هميشگى انسان فراهم شده، اين جهان است، و آدمى مسئوليت دارد تا در اين جهان خود را براى زندگى جاودانه اصلى آماده كند؛ بنابراين قلمرو زندگى آدمى به فاصله بين تولّد تا مرگ محدود نمىشود، و زندگى اجتماعى انسان در زندگى محدودى كه روى اين كره خاكى دارد خلاصه نمىشود. هستى، فراتر از اين جهان محسوس مادّى است، و انسان و زندگى او فراتر از چارچوب تولد تا مرگ، و زندگى اجتماعى و بستر فعاليت آدمى فراتر از اين كره خاكى و جهان مادّى محسوس محيط به آن است.
اين سه اصل بنيادين جهانبينى عمومى اسلامى، اصول كلى جهانبينى اقتصادى اسلامى را به شرح زير نتيجه مىدهند: