فقه نظام اقتصادى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٩٥ - مقايسه ديدگاه اسلام در توزيع نخستين با ديدگاه ماركسيسم
مهندس فنى يا يك تكنسين با تجربه را به عنوان كار مركب معادل دو ساعت كار يك كارگر ساده بايد محاسبه نمود.
ماركس مىگويد:
«كار مركب فقط مانند قوه كار ساده يا اگر بخواهيم دقيقتر بگوييم مضروب آن است، به نحوى كه مقدار كار كمترى از كار مركب مقدار بيشترى از كار ساده است»[١].
ايشان مىگويد:
«يك ارزش مصرف يا به عبارت ديگر يك مال- بنابر آنچه گذشت- فقط از اين جهت داراى ارزش است كه مقدارى از كار مجرد انسانى در آن تجسم يافته يا مادّيت پيدا كرده است. چگونه بايد مقدار ارزش اين كالا را سنجيد؟ بهوسيله مقدار كار يعنى همان «جوهر ارزش زا» يى كه در آن جاى گرفته است، كميت كار خود بهوسيله طول زمان سنجيده مىشود، و اجزاء معين زمان مانند ساعت، روز و غيره به نوبه خود مقياس زمان كارند.
ممكن است چنين تصور شود كه اگر ارزش يك كالا بهوسيله مقدار كارى كه در حين توليدش صرف شده است تعيين شود هر قدر انسان تنبلتر، و بىمهارتتر باشد به همان ميزان ارزش كالايش بيشتر خواهد شد؛ زيرا براى ساختن كالاى مزبور وقت بيشترى به كار برده است، ولى كارى كه جوهر ارزش را تشكيل مىدهد عبارت است از كار مساوى انسان، صرف نيروى كار همانند بشرى است، كليه نيروى كار اجتماع كه در ارزش مجموع كالاها نموده مىشود، با وجود اينكه مركب از نيروهاى انفرادى بىشمارى است در اينجا به عنوان نيروى واحد و همانند كار انسانى به حساب مىآيد.
[١] . همان، ص ٨٤.