فقه نظام اقتصادى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٢٥ - نوع اول ايجاد ثروت جديد
خواست مىتواند زمين را از او بگيرد. گفتم: اگر ولى امر زمين را گرفت، بهايى كه اين شخص براى خريد زمين پرداخته چه مىشود؟ فرمود: سرمايهاى را كه پرداخته، به او پس داده مىشود و آنچه از ميوهها و منافع زمين برداشت كرده به سبب كارى كه انجام داده از آنِ اوست.
و در روايت هارون بن حمزه آمده است:
«سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ (ع) عَنِ الرَّجُلِ يشْتَرِى النَّخْلَ يقْطَعُهُ لِلْجُذُوعِ، فَيغِيبُ الرَّجُلُ فَيدَعُ النَّخْلَ كَهَيئَتِهِ لَمْ يقْطَعْ، فَيقْدَمُ الرَّجُلُ وَ قَدْ حَمَلَ النَّخْلُ، فَقَالَ: لَهُ الْحَمْلُ يصْنَعُ بِهِ مَا شَاءَ إِلَّا أَنْ يكُونَ صَاحِبُ النَّخْلِ كَانَ يسْقِيهِ وَ يقُومُ عَلَيهِ»[١].
از امام صادق (ع) پرسيدم درباره كسى كه درختان نخلى را مىخرد براى آنكه نخل را ببرد و از چوب ساقه آن استفاده كند، خريدار پس از اين، نخل را رها مىكند و بدون آنكه آن را ببرد مدتى از او خبرى نمىرسد سپس برمىگردد درحالىكه نخلها ميوه داده و به بار نشستهاند. حضرت فرمود: ميوه درخت نخل از آنِ خريدار نخل است مگر آنكه صاحب پيشين نخلها آنها را آبيارى كرده باشد و به آنها رسيدگى كرده باشد.
مقصود از «صَاحِبُ النَّخْلِ» در ذيل روايت صاحب نخلى است كه آن را فروخته و در اختيار خريدار گذاشته است، ذيل روايت دلالت دارد: درصورتىكه فروشنده نخلها با آبيارى و رسيدگى به اين نخلها آنها را به ميوه رسانده و بارور كرده است، ميوه را مالك مىشود اگرچه نخلها ملك مشترى است، كه شاهدى ديگر بر مدّعاى ماست مبنى بر اينكه كارى كه مولّد ثروت جديدى باشد موجب مالكيت صاحب كار نسبت به نتيجه كار توليدى خويش مىباشد.
[١] . همان، ج ١٨، ابواب بيع الثمار، باب ٩، ص ٢٣٠، حديث ١.