قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٦٦ - ٤ صبر و شكيبايى
اسباب ظاهرى روبهرو مىشود و درمىيابد [و قهراً بعضى از اسباب است نه همه آن] اعتماد و اتكا نكند، بلكه معتقد باشد كه اثر و خاصيت هر سببى را خداوند به آن افاضه كرده است و در رسيدن به غرض و هدف خود، به پروردگارش اتكا كند.[١]
بنابراين همه اسباب و ابزار، تحت سيطره الهى است و بايد علىرغم بهره بردن از آنها به خدا چشم اميد داشت و به هيچ وسيلهاى نگاه استقلالى نداشت؛ يعنى اگر امكان بهرهمندى از يكى از اسباب و وسايل فراهم نشد، دنيا به آخر نمىرسد؛ زيرا خداوند به اسباب بىشمارى سيطره دارد كه در صورت توكّل انسان به او، جايگزين مىكند.
٤. صبر و شكيبايى
مرحله ديگر براى شكلگيرى حقيقت توكّل و اطمينان به رسيدن به هدف، صبر و شكيبايى بر انواع مشكلات در مسير رسيدن به مقصود است. بىترديد، صبر يكى از مهمترين لوازم توكّل حقيقى است و بدون آن، اميدى به سرانجام نيكو براى تلاشهاى خويش، حتى با توكّل بر خدا نيست. ممكن است كسى به خدا توكّل كند و حركتى را به قصد رسيدن به هدفى آغاز كند، اما بر مشكلات آن شكيبايى نورزد؛ در نتيجه پيش از رسيدن به هدف، دست از تلاش بردارد و به مقصود نرسد. علامه طباطبايى در تفسير آيه الَّذِينَ صَبَرُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ[٢] سرانجامِ نيك هجرت مسلمان را كه خداوند وعده كرده بود، در گرو صبر و توكّل دانسته، مىنويسد:
[١]. الميزان فى تفسير القرآن، ج ٩، ص ٤١٣.
[٢]. نحل: ٤٢.