قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٣٩ - ٣ عقل و خرد
برابر همنوع خود كرنش كرده، به خوار و ذليل شدن خويش راضى شود، با توكّل بر خدا از تمام توانمندىهاى خداداد خويش استفاده مىكند و خود را از نياز به همنوعان مىرهاند. تصور كنيد كسى كه از نعمت چشم و پا بهرهمند است و عبور از خيابان را به خوبى مىداند، آيا هرگز به كمك گرفتن از ديگرى براى عبور از خيابان فكر مىكند؟! آيا كمك ديگرى را توهين به خود نمىداند؟! بنابراين براى عزّتمند بودن لازم است نعمتها و توانمندىها و استعدادهاى خداداد را شناخت، تا هنگام نياز در زندگى از آن توانمندىها بهره جست و چشم اميد به دست همنوعان نبست و دست نياز به سوى ديگران دراز نكرد.
٣. عقل و خرد
يكى ديگر از عوامل عزّت نفس، عقل و خرد آدمى است. عقل همان هديه گرانبهاى الهى است[١] كه به انسان قدرت تميز و تشخيص مىدهد و وظيفه ادراكات انسان را بر عهده دارد[٢] و نيز شناخت حق و باطل را به صاحبش عطا مىكند و چراغ راهنماى اوست.[٣] بىشك كسى كه عقل بيشترى دارد، توانمندى بيشترى نيز براى رسيدن به اهداف خود خواهد داشت. همچنين هر رأى سستى را نمىپذيرد و براى پذيرش آراى
[١]. خردگرايى در قرآن و حديث، ص ٥٠، ح ٣١:« رسول اللّه( ص): العَقلُ هَدِيةٌ مِنَ اللّهِ؛ خرد، ارمغان خداوند است».
[٢]. همان، ص ١٩ و ٢٠.
[٣]. همان، ص ٦٠، ح ٧٧:« امام صادق( ع): العَقلُ دَليلُ المُؤمِنِ؛ خرد، راهنماى مؤمن است».