قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٢٢ - مؤلفههاى حيا
استاد مصباح يزدى با بيان قصه حضرت آدم و حوا و خوردن از درخت ممنوعه مىنويسد:
معلوم مىشود كه اين امرى فطرى است كه انسان نمىخواهد زشتىهاى وجودش را ديگران ببينند و اگر عيوبش بر ديگران آشكار گردد، حالت خجالت به وى دست مىدهد. اين حالت ناراحتكننده، همان حياست.[١]
وى در ادامه بحث خود مىنويسد:
علاقه به كرامت نفس كه فرعِ حبّ ذات است، لازمه وجود انسان است. ازاينرو، اگر انسان احساس نمايد كه برخى از امور با كرامت نفسش منافات دارد، در صدد رفع آنها بر مىآيد. انسان براى اين خجالت مىكشد كه دوست دارد از هر جهت كامل باشد. علاقه به كرامت نفس و آبرومندى، وقتى با رغبت به پوشاندن عيوب از ديگران همراه شد، حالت خجالت براى انسان پديد مىآيد. اگر خداوند حبّ نفس و حبّ كرامت نفس را در وجود انسان قرار نداده بود، چه بسا هيچگاه انسان دنبال كسب كمالات و فضايل اخلاقى نمىرفت.[٢]
مؤلفههاى حيا
با توجه به مفهوم حيا، براى دستيابى به حيا، دستكم سه مؤلفه نياز است:
[١]. ر. ك: اخلاق در قرآن، ج ٢، ص ٤٤ و ٤٥.
[٢]. همان.