قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٢٤ - كاربردشناسى حيا در قرآن
خاطر عيبگيرى و مذمت اطرافيان؛ پس پروا داشتن انسان از اين كه به وسيله اطرافيان سرزنش شود، به اطلاع آنان از كار قبيح او وابسته است و اطلاع يافتن آنها نيز بر حضور ناظرى متوقف است كه عمل زشت او را ببيند و سپس او را سرزنش كند و ديگران را نيز از رفتار زشت او آگاه سازد. بنابراين اگر اعتقاد به حضور ناظرى محترم نباشد، هر چند عملى زشت دانسته شود، معلوم نيست كه از انجام آن پرهيز شود.
در نتيجه اگر هر يك از مؤلفههاى سهگانه فوق محقّق نگردد حيا شكل نمىگيرد و آن عمل انجام مىشود؛ يعنى اگر انسان عملى را زشت نداند، يا حفظ آبرو برايش مهم نباشد، از ملامت و سرزنش ديگران ابايى ندارد يا با وجود دو مؤلفه نخست، به حضور ناظر محترمى كه نظارهگر رفتار اوست معتقد نباشد، عمل مورد نظر انجام مىشود و فضيلت اخلاقى حيا در رفتار آدمى متجلى نمىشود.
كاربردشناسى حيا در قرآن
در قرآن كريم به طور صريح سخن چندانى از حيا به ميان نيامده است و تنها در چند آيه بدون دستور صريح، به نوعى از آن ياد يا تمجيد شده است. در سوره بقره مىخوانيم: «خداوند باك ندارد و خجالت نمىكشد از اين كه به پشه (كوچك) و چيزى بزرگتر از آن (عنكبوت) مثال بزند».[١] در اين آيه، خداوند در مقابل دشمنان و معاندان، حقيقت را بيان و از آن دفاع مىكند و براى فهم مطالب، تمثيل مىآورد كه اين گونه مثالها هيچ گونه لطمه و خدشهاى به ساحت قدس پروردگار و كمالات نامتناهى او وارد نمىسازد.
[١]. بقره: ٢٦.