قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٣٤ - انواع حيا
گذاشتن بر اعمال زشت خود در آن روز،[١] هر انسان خردمند و دورانديشى را بر آن مىدارد تا حيا را سرلوح رفتارهاى خود كند و در تمام دوران زندگى خود از اين خصلت كليدى فاصله نگيرد.
نتيجه آن كه هر انسانى اگر براى نفس خويش حرمت و كرامت قائل باشد، هر چند در ظاهر، در منظر و مرآى كسى نباشد اما از خودش خجالت مىكشد و حيا مىكند و خود را با رفتارهاى پست و ناپسند آلوده نمىكند. و البته چنين كسى آن گاه كه در منظر ديگران باشد به طريق اولى رفتار زشت مرتكب نمىشود.
انواع حيا
در بحث مفهوم حيا، آن را انقباض نفس و وجود اكراه از انجام عمل زشت و ناپسند، به خاطر عيبگيرى و سرزنش ديگران تعريف كرديم. حال اگر معيار درستى براى رفتارهاى زشت وجود نداشته باشد معلوم نيست حذر كردن از رفتارهاى زشت، مطابق با واقعيت باشد؛ يعنى چه بسيار رفتارهايى كه انسان آنها را زشت مىداند و از انجام آن شرم مىكند اما در حقيقت زشت نيستند و گاهى هم پسنديده يا لازم است. همچنين چه بسيار رفتارهايى كه در حقيقت ناپسندند اما آدمى آن را زشت نمىداند و مرتكب آن مىشود. اگر اين مطلب تأييد شود از آن دو نكته استخراج مىشود: اول آن كه بايد معيار خوبى و بدى رفتارها روشن شود تا شرم و حيا فقط درباره رفتارهايى كه حقيقتاً زشتاند تحقق يابد. و
[١]. يس: ٦٥: الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ؛ امروز بر دهانهايشان مُهر خاموشى نهيم و دستهايشان با ما سخن مىگويند و پاهايشان به اعمالى كه همواره مرتكب مىشدند، گواهى مىدهند.