قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٣٠ - انواع«ظن»
پايه و اساس حُسن ظن، بر ظن و گمان استوار است. در قرآن كريم واژه «ظنّ» گاهى به معناى شك و گاهى به معناى يقين[١] به كار رفته است[٢] اما معناى حقيقى آن، گمان يا خيال قوى است كه احتمال خلاف در آن كم و پايين است ولى به درجه يقين يا اطمينان نمىرسد.[٣]
انواع «ظنّ»
«ظنّ» بسته به متعلّق آن، ابعاد و اشكال گوناگون پيدا مىكند. گمان، گاهى مثبت است كه به آن «گمان خوب» يا «حُسن ظن» گفته مىشود و گاهى منفى است كه «گمان بد» يا «سوء ظن» ناميده مىشود. هر يك از اين دو نوع گمان، بسته به موضوعى كه به آن تعلق مىگيرد، گمان درست، صحيح و بهجا يا نادرست و نابهجا خواهد بود. به عبارت ديگر، حقيقتِ گمان، فارغ از موضوع آن، از نظر ارزش اخلاقى مىتواند خوب و پسنديده باشد يا بد و ناپسند. براى مثال، بدگمانى به برادر دينى، ناپسند است در حالى كه بدگمانى به دشمن، ناپسند نيست و خوشگمان بودن به او نادرست و برخاسته از نادانى و جهالت است. بر اين اساس، گمان بردن به چيزى يا كسى، خواه مثبت يا منفى، فى نفسه خالى از بار ارزشى است و بسته به موضوعى كه به آن تعلق مىگيرد ارزش مثبت يا منفى پيدا مىكند. شايد اين موضوع را بتوان از آيه شريفه سوره حجرات استفاده كرد:
[١]. ر. ك: مجمع البحرين، ج ٦، ص ٢٧٩؛ بقره: ٤٦: يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ.
[٢] ر. ك: العين، ج ٨، ص ١٥٢.
[٣] ر. ك: فرهنگ ابجدى، ص ٥٩٠.