قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٢١ - نظارت بر دوستى
گستره دوستى و مهرورزى، پس از خداى متعال، فقط مؤمنان را شامل است و غير مؤمنان را در بر نمىگيرد. به عبارت ديگر، بر مؤمنان است كه فقط به خدا، پيامبر خدا و ديگر مؤمنان محبّت داشته باشند و آن را از دشمنان خدا دريغ كنند، هر چند در گروه خويشاوندان نزديكشان به شمار آيند. همچنين بايد بداند كه دوستى خدا، با دوستى با دشمنان خدا جمع نمىشود. نكتهاى كه در قرآن كريم به صراحت بدان اشاره شده است: «در بين مؤمنان واقعى، گروهى كه به خدا و روز قيامت ايمان دارند اما با دشمنان خدا و رسول او دوستى كنند، پيدا نخواهى كرد؛ هر چند آن دشمنان خدا، پدران و فرزندان يا برادران يا خويشاوندانشان باشند».[١]
علامه طباطبايى در توضيح اين قسمت از آيه مىنويسد:
و اين كنايه از آن است كه ايمان راستين به خدا و روز جزا، با دوستى با دشمن خدا نمىسازد. بنابراين آن كس كه واقعاً به خدا و فرستاده او و روز جزا ايمان دارد، ممكن نيست با دشمنان خدا دوستى كند، هر چند كه بالاترين اسباب و انگيزه دوستى در آنان وجود داشته باشد، مانند آن كه پدرش يا پسرش يا برادرش باشد، يا قرابتى ديگر داشته باشد؛ زيرا چنين دوستى، با ايمان به خدا منافات دارد.[٢]
خداوند در آيه ديگر، دوستى غير خدا را كه با دوستى خداوند سازگار نباشد، ملازم با فسق مىداند و آنانى را كه ادعاى ايمان مىكنند
[١]. مجادله: ٢٢: لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ.
[٢]. ر. ك: الميزان فى تفسير القرآن، ج ١٩، ص ١٩٦.