قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٣٨ - الف - حسن ظن به مؤمنان
به نفس خود بدگمان است. ازاينرو پيوسته بر آن خُرده مىگيرد و عملِ بيشترى از او مىطلبد (راحتش نمىگذارد)».[١] در حديث ديگرى مىفرمايد: «همانا نفس انسان، بسيار نيرنگباز است؛ اگر به آن اعتماد كنى، شيطان را مقتداى تو مىگرداند تا مرتكب اعمال حرام شوى».[٢]
٣. خوشگمانى به همنوعان
بُعد سوم، خوشگمانى به همنوعان است و به اعتبار همنوعان تقسيم مىشود كه در ادامه به اختصار بيان مىشود.
الف- حُسن ظن به مؤمنان
بى گمان اصل اولى در اين حوزه ارتباطى، خوشگمانى است. در آموزههاى اسلامى، حُسن ظن به مؤمنان اهميت توصيفناشدنى دارد و در حفظ وحدت اجتماعى و ايجاد الفت و مهربانى در جامعه ايمانى نقش بسزايى دارد. ميزان اهتمام آموزههاى دينى، به جامعه و تحكيم پايههاى آن بر همگان آشكار است و پرداختن به آن از موضوع اين نوشتار خارج است.
به هر روى، در تعاملات اجتماعى مؤمنان، اصل اول، درستكارى است و پايه و اساس اين اصل، خوشگمانى به آنان است. بنابراين تا زمانى كه خلاف درستكارى ثابت نشده «اصالت الصحة» جارى است و جايى براى بدبينى و سوء ظن وجود ندارد. به اين دليل است كه
[١]. نهج البلاغة، خطبه ١٧٦.
[٢]. مستدرك الوسائل، ج ١١، ص ١٤٠، ح ١٢٦٥٠:
« إن نفسك لخدوع، إن تثق بها يقتدك الشيطان إلى ارتكاب المحارم».