قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٢ - رابطه اخلاق و قرآن
نظر مىرسد اگر عقل را در فهم و درك حُسن و قبح توانمند بدانيم، باز هم نمىتوان آن را در اخلاق، از دين و آموزههاى آن بىنياز دانست؛ زيرا عقل در احكام كلى توانمند است اما در جزئيات چارهاى جز پناه بردن به تعاليم دينى ندارد. البته اخلاق از چند جهت به دين نيازمند است، مانند چيستى و تعريف مفاهيم اخلاقى؛ تعيين ملاك اخلاقى بودن افعال؛ تأييد گزارههاى عقلى- اخلاقى؛ مقام تحقّق و ضمانت اجرا؛ قدسيت و تعالىبخشى گزارههاى اخلاقى حاصل از عقل؛ ارائه الگوى اخلاقى؛ تعيين اهداف؛ تبيين و شرح احكام جزئى اخلاقى كه براى عقل به آسانى قابل كشف و فهم نيست.[١]
رابطه اخلاق و قرآن
پس از بيان رابطه دين و اخلاق، شايد اشاره به رابطه اخلاق با قرآن چندان ضرورت نداشته باشد؛ زيرا قرآن كه نخستين و البته معتبرترين سند معارف دين اسلام به شمار مىآيد، آيات اخلاقى بسيارى دارد كه هر خوانندهاى را مجاب مىكند كه ميان قرآن كريم و اخلاق، ارتباط محكمى وجود دارد. يكى از اساسىترين محورهاى ارتباط قرآن و اخلاق، موضوع «تهذيب اخلاق» است. قرآن كريم بعد از يازده سوگند، سعادت انسان را در گرو تزكيه نفس مىداند و مىفرمايد: قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها\* وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها.[٢] به علاوه قرآن كريم براى تهذيب اخلاق و رسيدن به كمالات و درك معارف دين، برنامه ويژه و اختصاصى دارد
[١] ر. ك: فصلنامه علمى- پژوهشى انديشه نوين دينى، س ٣، ش ١٠، پاييز ١٣٨٦،« تحليل و بررسى وابستگى اخلاق به دين»، هادى فنايى.
[٢]. شمس: ٩ و ١٠.