قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٤٥ - واژهشناسى توكل
توكّل
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً.[١]
هر كس بر خدا توكّل كند، خدا او را بس است؛ همانا خداوند به خواست خويش مىرسد و براى هر چيزى اندازهاى قرار داده است.
واژهشناسى توكّل
«توكّل» از ريشه «و ك ل» است و بر اعتماد و تكيه بر ديگرى در انجام امور دلالت مىكند. ازاينرو در معناى «توكّل» نوعى اظهار ناتوانى نيز وجود دارد؛ يعنى شخص متوكّل به سبب درك نوعى ناتوانى در خود و از جمله آگاهى نداشتن از سرانجام كار، به شخص ديگرى كه توان جبران ضعف او را دارد متوسل شده، او را از طرف خود براى پيگيرى امور خويش جلو مىاندازد و نماينده خويش معرفى مىكند.[٢] ازاينرو راغب در بيان معناى «توكّل» مىنويسد: «توكيل آن است كه اعتماد كنى بر ديگرى و او را نايب خويش قرار دهى».[٣] همچنين طريحى، باور به
[١]. طلاق: ٣.
[٢]. ر. ك: تاج العروس، ج ١٥، ص ٧٨٦.
[٣]. مفردات ألفاظ القرآن، ص ٨٨٢. نيز، ر. ك: لسان العرب، ج ١١، ص ٧٣٤.