قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٣٢ - ١ خوشگمانى به خداوند
اخلاقى به شمار آورد. اكنون به تفصيل ارزش اخلاقى مثبتانديشى يا خوشگمانى در هر يك از روابط انسان را بررسى مىكنيم.
١. خوشگمانى به خداوند
يكى از حوزههاى ارتباطى انسان، رابطه او با خالق و پروردگارش است. اكنون پرسش اين است كه آيا از نظر اخلاقى مىبايست به خداوند خوشگمان بود؟ آيا مىتوان موردى را فرض كرد كه بنده بتواند به پروردگار خويش بدگمان باشد و در عين حال مورد مذمّت خدا و پيشوايان دينى قرار نگيرد؟
قرآن كريم دست كم در دو مورد، از بدگمانى برخى بندگان به خدا، انتقاد كرده است. در سوره فتح مىخوانيم:
وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِيراً.[١]
مردان و زنان منافق، و مردان و زنان مشرك را كه به خدا بدگماناند عذاب كند. بر گردشان بدى حلقه زند و خدا بر آنها خشم گرفت و لعنتشان كرد و جهنم را برايشان آماده كرد. و جهنم، بد سرانجامى است.
در سوره فصّلت، بدبينى ديگرى نسبت به خداوند نكوهش شده است:
وَ ذلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنْتُمْ بِرَبِّكُمْ أَرْداكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخاسِرِينَ.[٢]
[١]. فتح: ٦.
[٢]. فصّلت: ٢٣.