قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٥٢ - ٢ ازدواج
است. بنابراين، همان گونه كه در آيه قبل بيان شد، بايد از سختگيرى در امور مالى مربوط به ازدواج، مانند مهريه سنگين و مخارج بالا پرهيز كرد تا جوانان زودتر سامان يابند و از فحشا و منكرات در امان و پاكدامن بمانند.[١]
در ادامه آيه، موضوع ازدواج بردگان آمده است. امروز دوره بردهدارى گذشته است و اشاره به آن چندان سودمند به نظر نمىرسد ولى به دليل ارتباط با موضوع عفّت و اهميت آن در جامعه، به اختصار توضيح مىدهيم. در اين بخش از آيه، دو نكته درباره بردهدارى بيان شده است. نكته اول، توصيه به مكاتبه با بردههاست. مكاتبه، روشى براى آزادسازى بردهها بوده است. در اين روش، قراردادى با برده بسته مىشد و در مدّت قرارداد، آن برده كار مىكرد و پول خودش را به صاحبش مىپرداخت و سپس آزاد مىشد. البته در آيه شريفه توصيه به مكاتبه با بردگان با عبارت إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً مشروط شده است؛ يعنى اگر در آنها خيرى مىبينيد با آنان قرارداد آزادى ببنديد. مقصود از خير در اين آيه، چندان آشكار نيست. بعضى گفتهاند مراد كارى مفيد است، نه كسب درآمد از هر راه ممكن مانند سرقت، تكدىگرى يا فحشا. برخى نيز گفتهاند مقصود باقى ماندن بر ايمان است؛ يعنى اگر بخواهد پس از آزادى، به كفار و مشركان بپيوندد چنين كارى روا نيست.[٢] البته با توجه به موضوع دو آيه كه پاكدامنى است، شايد اين شرط بيشتر ناظر به رعايت عفّت جامعه و كسب درآمد از راه مشروع
[١]. ر. ك: اطيب البيان فى تفسير القرآن، ج ٩، ص ٥٢٦.
[٢]. همان.