قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٣٤ - ١ خوشگمانى به خداوند
قسم به كسى كه خدايى جز او نيست، خير دنيا و آخرت به مؤمنى عطا نمىشود مگر به واسطه حُسن ظن به خدا و اميد به او ... و هيچ مؤمنى عذاب نمىشود مگر به واسطه بدبينى به خدا و نااميدى از او ...؛ زيرا خداوند، كريمى است كه همه خوبىها به دست اوست و او از اين كه بنده مؤمنى را كه به او گمان نيك دارد، عذاب كند شرم مىكند؛ پس به خداوند، خوشگمان باشيد.[١]
در حديث ديگرى از امام صادق (ع) مىخوانيم كه فرمود: «خوشگمانى به خدا آن است كه به كسى جز او اميد نداشته باشى و از چيزى جز گناهت نترسى».[٢]
از اين حديث شريف، اين نكته استفاده مىشود كه اگر از چيزى بايد ترسيد، آن جز گناه خود نيست؛ يعنى نااميدى از بخشش خدا، بسيار ناپسند و در حقيقت گمان بد به خداست. بنابراين بايد از گناهان خويش ترسيد اما به لطف و كرم و بخشش پروردگار اميدوار و خوشبين بود. ناگفته نماند كه مقصود از حُسن ظن به خدا اين نيست كه بدون عمل نيك يا اطاعت از خدا به بخشش او و سعادتمندى خويش اميدوار بود، بلكه مقصود آن است كه به اعمال نيك و طاعات و بندگى خويش اميدوار نباشيم، بلكه به فضل و رحمت او اميدوار باشيم تا اعمال و رفتار ناقص ما را بپذيرد و ما را شايسته و سزاوار پاداش خويش قرار دهد.
در حديثى از امام رضا (ع) نقل شده است: «به خدا خوشگمان باش؛
[١]. ر. ك: تفسير نور الثقلين، ج ٥، ص ٩١، ح ٥٤.
[٢]. ر. ك: ينابيع المودة، ج ٢، ص ٨٧، ح ١٦٩؛ ميزان الحكمة، ج ١، ص ٨٢٨.