قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢١٥ - رابطه مهربانى و محبت
پروردگارا! محبّت مرا در قلب بندگانت بيانداز، آسمانها و زمين را ضامن روزيم بگردان، ترس از مرا بر قلب دشمنانت بيانداز ... مرا دوست بدار و محبوبم گردان، گفتار و كردارى كه تو دوست دارى نزد من نيز محبوب گردان تا با لذّت آن را انجام دهم و با نشاط از آن عمل دست بردارم.[١]
آن حضرت در قسمتى از زيارت امين الله نيز دوست داشتن و محبوب شدن را از خدا درخواست مىكند و عرضه مىدارد:
پروردگارا! مرا به مقدّرات مطمئن گردان ... دوستدار برگزيدگان و اولياى خود قرار ده و در زمين و آسمانت محبوب گردان.[٢]
بر اساس آنچه گفتيم، القاء دوستى و دشمنى بر قلبها در اختيار انسان نيست اما اسباب آن را خداوند در اختيار آدمى قرار داده است. ازاينرو ايجاد محبّت و برداشتن آن را مىتوان از مسير اسبابش به اختيار خود درآورد.[٣]
رابطه مهربانى و محبّت
«حُبّ» از ماده «ح ب ب» ضد «بُغض» و به معناى علاقه قلبى و دوست داشتن است.[٤] مهربانى، در حقيقت، نرمى و ملايمت در رفتار است.
[١]. الصحيفة السجادية الجامعة، ص ١٤٦:
« اللهم اقذف فى قلوب عبادك محبتى، و ضمن السماوات والأرض رزقى، و ألق الرعب فى قلوب أعدائك منى ... أحببنى و حببنى، و حبب إلى ما تحب من القول و العمل حتى أدخل فيه بلذة وأخرج منه بنشاط».[٢]. مصباح المتهجد، ص ٧٣٨:
« اللهم فاجعل نفسى مطمئنة بقدرك ... محبّة لصفوة اولياءك محبوبة فى أرضك و سماءك».[٣]. ر. ك: سرّ دلبرى، ص ١٠٨ تا ١١٠.
[٤]. ر. ك: الصحاح، ج ١، ص ١٠٥؛ لسان العرب، ج ١، ص ٢٨٩.