قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢١ - رابطه دين و اخلاق
شرع باشد، آن را" خُلق نيك" گويند و اگر باعث صدور افعال ناپسند شود، آن را" خُلق بد" گويند».[١]
فضايل اخلاقى
«فضايل» جمع «فضيلة» در چند معنا استعمال شده كه «اضافه»، «معروف» و «برترى» از جمله آن معانى است.[٢] اين واژه آن گونه كه در الصحاح آمده است دلالت بر نوعى كمال مىكند؛ ازاينرو مخالف آن را واژه «نقص» دانستهاند.[٣] در اين تعريف، «فضيلت» به معناى «برترى نسبت به أقران و رقيبان همتراز» است، اما در اخلاق، به مفهوم «صفت پسنديده» و جمع آن «فضايل» است و در مقابل اصطلاح «رذيلت» به معناى «صفات زشت و ناپسند» قرار دارد كه با واژه «رذايل» جمع بسته مىشود. ازاينرو علم اخلاق از منظر بسيارى از انديشمندان، دانشى است كه در باره فضايل و رذايل اخلاقى بحث مىكند.
رابطه دين و اخلاق
اخلاق در كنار احكام و عقايد، سه موضوع كلانى است كه آموزههاى دينى را تشكيل مىدهد؛ يعنى آنچه را كه با نام «دين» به يادگار مانده است، مىتوان به اين سه حوزه تقسيم كرد. آموزههاى اخلاقى، بخش وسيعى از معارف دينى ما را تشكيل داده است كه بدان معناست كه دست كم، «اخلاق دينى» به «آموزههاى دينى» بهشدت نيازمند است. به
[١]. الحقائق فى محاسن الاخلاق، ص ٥٤.
[٢]. العين، ج ٧، ص ٤٥.
[٣]. الصحاح، ج ٥، ص ١٧٩١؛ لسان العرب، ج ١١، ص ٥٢٤.