قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٧٣ - پرسش نخست
نيستند و نبايد برطرف شدن حوائج خود را از مجراى غير طبيعىاش انتظار داشت. علامه طباطبايى در باره چنين انتظارى مىنويسد:
انتظار برطرف شدن نيازها از راه غير طبيعى و خارقالعاده صحيح نيست، و چنين توقعى بىجاست. چه طور ممكن است چنين امرى روا باشد، با اين كه پيشوايان دينى (عليهم السلام) در بين مردم زندگى مىكردند و امور خود را از مسير طبيعى دنبال مىكردند و در راه به دست آوردن خواستههاى خويش همه اركان وجود خود را به كار مىگرفتند، و همه اينها سبباند.
همچنين آنان اهل دعا بودند كه البته در همين دعا كردن سببهاى زيادى به كار گرفته مىشود؛ سببهايى چون قلب و زبان.
صاحب الميزان معتقد است:
انسان اگر از كار افتادن اسباب را خواستار باشد، مانند كسى است كه از ديگرى بخواهد چيزى به او بدهد، بى آن كه از دست خود كمك بگيرد. به او بنگرد بى آن كه از چشم كمك بگيرد يا به سخنانش گوش دهد بى آن كه از گوش خود استفاده كند. اين اعضا و جوارح، اسبابى هستند كه خداوند براى همين امور به بندگانش عطا كرده است و همگى از نوع اسباباند. پس انتظار انجام كارها بدون استفاده از ابزار و اسباب، خردمندى صاحب انتظار را زير سؤال مىبرد. اما توجه تام به اسباب بدون در نظر گرفتن صاحب آن اسباب نيز خردمندى نيست؛ همانند كسى كه تمام اعتمادش به دست صاحب دست باشد تا به سويش دراز شود، و چيزى به او بدهد، به چشم صاحب چشم باشد تا به او بنگرد اما به كلى از وجود صاحب دست و چشم غافل باشد، و او