قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٣٢ - كاربردشناسى عزت در قرآن و حديث
صاحبنظران و از جمله راغب در مفردات اضافه مىكند كه «عزّت حالتى در انسان است كه نمىگذارد مغلوب شود».[١]
بر اين اساس «عزّت نفس» توانمندى يا توانى است كه اگر فردى آن را در درون خود بيابد و احساس كند، خود را از اظهار ذلّت، نياز و وادادگى در برابر ديگران نگاه مىدارد.
كاربردشناسى عزّت در قرآن و حديث
واژه «عزّت» در متون دينى به چند معنا از جمله «صلابت» و «قاهريت»،[٢] «غلبه»،[٣] «نادرى» و «نايافتنى»[٤] و نيز در مطلق «صعوبت و سختى»[٥] و «غيرت و حميّت»[٦] به كار رفته است اما در اغلب موارد، «عزّت» به معناى «توانمندِ هميشه پيروز» است.[٧] به همين دليل، عزيز واقعى و توانمند هميشه پيروز و شكستناپذير، فقط خداست؛ كسى كه عزّتش اصيل است و آن را از ديگرى نگرفته است. اين حقيقت موجب شده است كه خداى متعال، تمام عزّت را به ذات مقدس خود اختصاص دهد و فرمايد: «هر كه عزّت بخواهد، بداند همه عزّت از آنِ خداست».[٨]
[١]. مفردات الفاظ القرآن؛ لسان العرب: واژه« العزّة»:« العزة حالة مانعة للانسان من أن يُغلَب».
[٢]. مانند: يوسف، آيات ٧٨ و ٨٨: يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ ....
[٣]. مانند: ص: ٢٣: وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ.
[٤]. مانند: فصلت: ٤١: وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ.
[٥]. مانند: توبه: ١٢٨: عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ.
[٦]. مانند: ص: ٢: بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَ شِقاقٍ.
[٧]. الجوهر الثمين فى تفسير الكتاب المبين، ج ٦، ص ٢٢٢.
[٨]. فاطر: ١٠: مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً.