قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٦١ - ١ تلاش و حركت
١. تلاش و حركت
همان گونه كه در معناى اصطلاحى توكّل اشاره شد، توكّل همواره با تلاش و حركت توكّلكننده همراه است و اميدوارى به سامان يافتن امور بدون سعى و تلاش، خيالى باطل است. آيات و روايات فراوانى وجود دارد كه ما را به تلاش و كوشش در امور زندگى و استفاده از ابزار و امكانات طبيعى سفارش كرده است. خداوند مىفرمايد: «براى انسان بهرهاى جز سعى و كوشش او نيست»[١] و نيز مىفرمايد: «و آن كس كه سراى آخرت را بطلبد، و براى آن سعى و كوشش كند- در حالى كه ايمان داشته باشد- سعى و تلاش او، [از سوى خدا] پاداش داده مىشود».[٢] بنابراين از لوازم عملى تحقق توكّل اين است كه توكّلكننده، نهايت تلاش و كوشش خود را براى كسب روزى و رسيدن به اهداف مورد نظر به كار گيرد، امّا نتيجه كار را به خدا واگذارد. همان گونه كه پيشتر نيز بيان كرديم، رسول خدا (ص) ادعاى افرادى را كه دست از كار كشيده، خود را متوكّل مىدانستند، نادرست دانست و آنان را سربار جامعه خواند.
استاد مصباح يزدى درباره لزوم پيگيرى اهداف از طريق اسباب، معتقد است حكمت الهى اقتضا مىكند جريان امور بر اساس اسباب عادى واقع شود و انتظار انجام امور از مسيرى جز اسباب عادى، مخالفت با خواست و اراده خداوند است و البته به نتيجه نمىرسد. انجام امور از مسير اسباب عادى نيز بدين معنا نيست كه به طور مثال روزىِ
[١]. نجم: ٣٩: وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى.
[٢]. اسرا: ١٩: وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَ سَعى لَها سَعْيَها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ كانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُوراً.