قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٤٢ - ٥ تقوا
٥. تقوا
يكى ديگر از عوامل عزّت، تقوا، خداترسى، خويشتندارى در برابر گناهان و امتناع از اطاعت غير خداست. انسان باتقوا در برابر هر آنچه غير خداست آزاد است؛ نه اسير هواى نفس خويش است و از آن اثر مىپذيرد، و نه در براى خواستههاى همنوعان مطيع است؛ صرفاً خشنودى خدا را معيار قرار مىدهد و اگر از بنده او نيز اطاعت كند، در راستاى فرمان خداوند و تنها به منظور جلب خشنودى اوست. بنابراين خداوند، ولىّ،[١] دوستدار،[٢] همراه و ياور اوست.[٣] نتيجه آن كه انسانِ باتقوا، در برابر پروردگار خويش خاضع و فروتن و در برابر غير خدا عزيز است. به راستى اگر كسى كه خداوند ولىّ و دوستدار و همراه و ياور اوست عزيز نباشد، چه كسى عزيز خواهد بود؟! به همين دليل از پيامبر اكرم (ص) روايت شده است كه فرمود:
من اراد عزّاً بلا عشيرة فليتق الله.[٤]
هر كس عزّت (توانمندى) را خواستار است بى آن كه فاميلى داشته باشد، تقواى خدا پيشه سازد.
و امام على (ع) مىفرمايد:
لا عزّ اعزّ من التقوى.[٥]
[١]. جاثيه: ١٩: إِنَّهُمْ لَنْ يُغْنُوا عَنْكَ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ.
[٢]. آل عمران: ٧٦: فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ و توبه: ٤ و ٧.
[٣]. بقره: ١٩٤: وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ و توبه: ٣٦ و ١٢٣.
[٤]. الفردوس، ج ٣، ص ٥٩٣، ح ٥٨٦٢.
[٥]. نهج البلاغة، حكمت ٣٧١.