قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٧٤ - پرسش دوم
را ناديده بگيرد. روشن است كه چنين كسى از غافلان و بىخردان خواهد بود.[١]
نتيجه آن كه خداوند، صاحب همه اسباب و ابزار است و بايد براى انجام امور خويش از اسباب آن كمك گرفت، اما اسباب تماماً در دست پروردگار و در اختيار اوست. پس نقش اصلى را در حقيقت، صاحب سبب ايفا مىكند، نه خود سبب. همچنين بايد توجه داشت در بسيارى از امور، اسباب و واسطههاى خداوند، متعدد و متنوعاند. پس هنگام فقدان، ازكارافتادگى و يا امتناع يكى از اسباب، نااميدى روا نيست و تصور بسته شدن دست خداوند براى رفع نياز و خواسته ما خيالى باطل است.
پرسش دوم
اگر انسان براى انجام عمل خاصى به خدا نيز توكّل كند و از او يارى بخواهد، اما توكّل او همزمان و همراه باشد با توكّل فرد ديگرى كه طرف مقابل اوست، در اين صورت خداوند جانب كداميك از آن دو متوكّل را مىگيرد؟ همانند دو داوطلبى كه هر دو يك رشته تحصيلى را در يك دانشگاه انتخاب كرده و براى رسيدن به اين خواسته خود به خدا توكّل نيز كردهاند.
پاسخ: پاسخ اين پرسش در وكيل دو طرفه بودن يا همزمان بودن وكالت خداوند نسبت به بندگانش نهفته است. به راستى خداوند قادر است در آنِ واحد وكيل همه بندگانش باشد بى آن كه نفع يكى از آنان را با نفع ديگرى در تعارض قرار دهد و يا به خاطر يكى از بندگانش نفع بنده ديگرش كه او نيز به خدا توكّل كرده و لوازم آن را به حد كمال
[١]. الميزان فى تفسير القرآن، ج ٢، ص ٤٠ و ٤١.