قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٩٩ - راه رفتن با فروتنى
وى در ادامه، نكته ديگرى را نيز خاطر نشان مىكند. علامه طباطبايى حدس مىزند «مشى»، كنايه از زندگى باشد؛ يعنى فروتنى در راه رفتن مؤمنان، در حقيقت اشاره به كسانى دارد كه در زندگى خود فروتنى را سرلوحه رفتارهاى خود قرار دادهاند و در تمام امور خود از تكبّر به دورند.[١]
اما حقيقت اين است كه برخى ويژگىهاى اخلاقى انسان، در رفتارهاى او منعكس مىشود. عمل راه رفتن، اصالتاً از نظر ارزشى خنثى است؛ يعنى نمىتوان براى راه رفتن كه عملى جوارحى است، ارزش مثبت يا منفى در نظر گرفت. اما اگر ويژگى اخلاقى صاحب عمل، تكبّر يا تواضع باشد، آن ويژگى در عمل خُنثاى راه رفتن او تأثير مىگذارد و به آن ارزش مثبت يا منفى مىدهد. بنابراين بايد مراقب بود تا رذايل اخلاقى، رفتارهاى خنثى را نيز زشت و ناپسند نكند. در تفسير نمونه مىخوانيم:
ملكات اخلاقى هميشه خود را در لابهلاى اعمال و گفتار و حركات انسان نشان مىدهند، تا آن جا كه از چگونگى راه رفتن يك انسان مىتوان با دقت و موشكافى به قسمت قابل توجهى از اخلاق او پى برد.[٢]
در واقع نخستين توصيفى كه از «عِبادُ الرَّحْمن» شده است، نفى كبر و غرور و خودخواهى است كه در تمام اعمال انسان و حتى در كيفيت راه رفتن او آشكار مىشود.
[١] ر. ك: همان، ص ٢٣٩؛ الفرقان فى تفسير القرآن بالقرآن، ج ٢١، ص ٣٣١- ٣٣٣.
[٢]. تفسير نمونه، ج ١٥، ص ١٤٧- ١٤٩.