قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٨٠ - ١ آگاهى از كرامت نفس انسان
گفت و با او رفتار كرد كه همگان از جايگاه رفيع و منزلت بلندش نزد پروردگار آگاه شوند. ازاينرو نه تنها اجازه بىحرمتى به ديگرى را به هيچ يك از بندگان خود نداد، بلكه به انسان نيز اجازه بىحرمتى به نفس خودش را نداده است.
تكريم و بزرگداشت انسان از سوى خداوند، در مراحل مختلف اتفاق افتاده است. نخستين مرحله، تجليل از مقام انسان و با خبر ساختن فرشتگان نسبت به آفرينش انسان به عنوان خليفه و جانشين خدا بر روى زمين است؛ آن گاه كه به فرشتگان فرمود: «هنگامى كه پروردگار تو به فرشتگان فرمود: همانا در زمين خليفهاى خواهم گماشت. آنان گفتند: آيا در زمين كسى مىآفرينى كه فساد و تباهى مىكند و خونها مىريزد در حالى كه ما تسبيح مىكنيم، به ستايش تو و تنزيه مشغوليم؟! فرمود: به درستى كه من مىدانم آنچه را كه شما نمىدانيد».[١]
اين بيان خداوند در حقيقت، دفاع از موجودى است كه هنوز او را نيافريده است. او اشكال فرشتگان را پاسخ مىگويد و از منزلت بالاى او نزد خويش خبر مىدهد.
مرحله بعدى تكريم انسان، پس از آفرينش اوست آن گاه كه خداوند به جسم او از روح خود مىدمد و سپس ذات اقدس خويش را به خاطر آفرينش او تحسين مىكند.[٢] اين تحسين، دو مرتبه در قرآن كريم ياد شده است.[٣]
[١]. بقره: ٣٠: وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ.
[٢]. مؤمنون: ١٤: ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ.
[٣]. غافر: ٦٤: اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَراراً وَ السَّماءَ بِناءً وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَتَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ.