قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٣٩ - ب - حسن ظن به غير مؤمنان
اميرالمؤمنين (ع) مىفرمايد: «رفتار برادرت را به بهترين وجه آن تفسير كن، مگر زمانى كه دليلى اقامه شود كه راه توجيه را بر تو ببندد. و تا وقتى براى سخنى كه از دهان برادرت بيرون مىآيد، توجيه خوبى مىيابى، به او گمان بد مبَر».[١] سيوطى در كتاب تفسير خود از پيامبر خدا (ص) نقل مىكند كه فرمود: «هر كس به برادرش گمان بد بَرَد، به پروردگارش گمان بد برده است، در حالى كه خداوند مىفرمايد" از بسيارى از گمانها پروا كنيد"».[٢]
به راستى اگر بنا بر بدبينى باشد اركان وحدت اجتماعى و الفت و مهربانى فرو مىريزد و پيوند برادرىِ دينى از هم گسسته مىشود، و بالاخره مشقت و سختى انجام سادهترين امور، افراد جامعه را به ستوه مىآورد، دشمنى و كدورت را بين آنان حكم فرما مىسازد؛ در حالى كه حضور اجتماعى مؤمنان و منافع بى شمار اين حضور همراه با مودّت و برادرى، از سوى پروردگار حكيم و پيشوايان معصوم تأكيد شده است.
ب- حُسن ظن به غير مؤمنان
آن گاه كه ايمان و درستكارى از جامعه رخت بربندد و منافع شخصى و دنيوى اصالت يابد و پايبندى به ارزشهاى اخلاقى كمرنگ شود و نيز آن گاه كه موضوع، برقرارى ارتباط با غير مؤمنان باشد، سجيه خوشگمانى و مثبتانديشى، سجيهاى سودمند براى صاحبش به شمار
[١]. الأمالى، صدوق، ص ٣٨٠، ح ٤٨٣:
« ضع امر أخيك على أحسنه حتى يأتيك ما يغلبك منه، و لا تظنن بكلمة خرجت من أخيك سوءا و أنت تجد لها فى الخير محملًا».[٢]. الدرّ المنثور، ج ٦، ص ٩٢:
« من أساء بأخيه الظنّ فقد أساء بربّه- عزّ و جلّ- ان الله تعالى يقول اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ».