قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٤٠ - ٤ دانش
ديگران، با خِردِ خويش از همه آنچه براى تشخيص درست لازم است بهره مىجويد و آنها را ارزيابى و صحت و سقم آن را بررسى مىكند. پس همچون موم، در دست ديگران رام نيست و صاحب رأى و نظر است. به اين دليل از امام على (ع) نقل شده است كه فرمود:
كم من ذليل اعزّه عقله.[١]
چه بسيار ناتوانى كه عقلش او را عزيز (توانمند) گرداند.
٤. دانش
احساس خودتوانمندى و ابراز نكردن نياز به ديگرى، همان عزّت نفس است. بنابراين آنچه اين احساس را در درون انسان تقويت مىكند و او را از ابراز عجز و نياز نزد همنوعان باز مىدارد، از عوامل عزّت نفس به شمار مىآيد. يكى از مهمترين امورى كه توانمندى و استقلال فرد را نزد ديگران افزايش مىدهد و او را از احساس خوارى و خودكمبينى باز مىدارد، دانش است كه خود از عوامل و اسباب حكمت است. بىترديد كسى كه اهل دانش است به راحتى تحت تأثير اطرافيان قرار نمىگيرد و دانش او در بسيارى از اوقات او را از تسليم شدن در برابر هر رأى و سخن باطلى باز مىدارد. بنابراين دانش كه موجب دانايى و حكمت است، خود از برترين عوامل توانمندى و در پى آن عزّت در نظر همنوعان خواهد بود. آيات متعدد قرآن كريم عزّت خداوند را در كنار حكمتش قرار داده است[٢] كه تداعىكننده تلازم اين دو است؛ چه اگر حكمت نباشد، قدرت و توانايى كامل نمىشود، و نه عزّت نفس در
[١]. غرر الحكم، ح ٦٩٢١.
[٢]. ر. ك: انفال: ٦٣ و ٦٧؛ توبه: ٤٠ و ٧١: اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ.