قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١١٩ - واژهشناسى حيا
حيا
يكى ديگر از فضايل كليدى و اخلاقى در تهذيب نفس «حيا» است. اين فضيلت اخلاقى چنان اهميت دارد كه از آن در حديث نبوى، «خوى دين»[١] و در حديث علوى، «كليد هر خوبى»[٢] ياد شده است. حيا، خود از صفات برجسته اخلاقى به شمار مىرود و نيز زمينه به دست آوردن فضايل اخلاقى ديگر را فراهم مىآورد. در قرآن كريم از حيا به صورت مستقيم يا غير مستقيم سخن به ميان آمده است.
واژهشناسى حيا
بر اساس جمعبندى كوتاه از كتب لغت، «حيا» يعنى كراهت درونى و نگهدارى (انقباض) نفس از انجام كار قبيح، به سبب سرزنش و آبروريزى نزد ناظر محترم[٣] است در حالى كه نفس غالباً به انجام آن رفتار قبيح تمايل دارد. البته كاربرد اين واژه در باره خداوند، به مفهوم
[١]. منتخب ميزان الحكمة، ج ١، ص ٣٠٨، ح ١٨٢١:
« رسولُ اللّه( ص): إنّ لِكلِّ دِينٍ خُلُقاً، و إنّ خُلُقَ الإسلامِ الحياءُ؛ همانا هر دينى را خويى است، و خوى اسلام، شرم است».[٢]. همان، ح ١٨١٧:
« الحياءُ مِفْتاحُ كلِّ الخَيرِ؛ شرم، كليد همه خوبىهاست».[٣]. مقصود از ناظر محترم بينندهاى است كه ذىشعور و مميّز است و انسانها عادتاً به خاطر حفظ آبرو و پرهيز از رسوايى و ترس از مؤاخذه، از انجام كار ناپسند در مقابل ديدگان چنين ناظرى پرهيز مىكنند.