قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٨٢ - ٤ تضمين مصالح و منافع
رسول خدا (ص) در بيان زيبايى به هر دو نكته اشاره كرده و فرموده است: «هر كس دوست دارد نيرومندترينِ مردم باشد به خدا توكّل كند و آن كه دوست دارد بى نيازترينِ مردم باشد، اعتمادش به آنچه كه در نزد خداست بيشتر باشد از آنچه كه نزد خودش دارد».[١] امام صادق (ع) نيز در بيان ديگرى بىنيازى و توانمندى انسان را در گرو توكّل به خدا دانسته و مىفرمايد: «بى نيازى و عزّت، در گردشاند و چون به جايگاه توكّل مىرسند، در آن جا سكنا مىگزينند».[٢] اينها همه تصريح به توانمندى و بىنيازى به عنوان دو ارمغان توكّل براى انسان متوكّل است؛ ارمغانى كه در سايه تجربه مىتوان به آن دست يافت و حقيقت آن را به تماشا نشست.
٤. تضمين مصالح و منافع
روحى كه در توكّل دميده شده، تضمين مصالح و منافع بندهاى است كه به خدا توكّل كرده است. به طور كلى، لازمه محبّت، قدرت، علم و آگاهى، بىنيازى، توانايى و خيرخواهى پروردگارى كه قائم به وكالت و سرپرستى بندگانش است، اقتضا مىكند كه مصلحت بنده متوكّلش را تضمين كند و جز اين از او انتظار نمىرود و او نيز به جز اين وعده نكرده است. لكن بنده متوكّل مىداند كه عطا و منع پروردگار، هر دو در جهت حفظ سود و منفعت اوست؛ همانند عطا و منع والدين به فرزند خردسالشان كه هر دو برخاسته از مصلحت كودك است. ابو نصر سرّاج طوسى، از عرفاى بزرگ و صاحب كتاب اللمع در تعريف توكّل مىگويد:
[١]. تحف العقول، ص ٢٧؛ كشف اللثام، ج ١١، ص ٥٣٠: به نقل از امام على( ع):
« من أحب أن يكون أقوى الناس فليتوكل على الله و من أحب أن يكون أغنى الناس فليكن بما فى يد الله أوثق منه بما فى يده».[٢]. الكافى، ج ٢، ص ٦٥، ح ٣:« إنّ الغِنى و العِزَّ يجُولانِ، فإذا ظَفِرا بمَوضِعِ التَّوكلِ أوطَنا».