قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٤٦ - واژهشناسى عفو
بين فردى را محكم و استوار مىكند «عفو» است. اين فضيلت اخلاقى از مهمترين صفات در روابط بين فردى تلقى مىشود و جنبه تربيتى بالايى نيز دارد.
واژهشناسى عفو
«عَفُوّ» (بخشاينده/ درگذرنده)، بر وزن فَعول از مادّه «ع ف و» دو معنا دارد: ترك و فرو گذاشتن چيزى؛ جستن چيزى.
عفو، يعنى بخشايش خداى متعال نسبت به بندگانش، كه از معناى نخست است، و نيز فرو گذاشتن ايشان از سوى اوست كه از روى بخشش خود، ايشان را كيفر نمىدهد.[١]
فراهيدى مىنويسد: «عفو آن است كه از عقوبت كسى كه مستحق عقوبت است صرف نظر كنى. همچنين معناى ديگر آن" معروف" است و لذا" عُفاة" را به معناى كسى كه جوياى معروف يا نيكى است مىدانند».[٢] اما حقيقت اين است كه «عفو» به معناى صرف نظر كردن از چيزى است كه اقتضاى توجه و نظر دارد. البته صرف نظر كردن مىتواند به امور گوناگونى متعلق باشد كه هر يك از آنها از مصاديق عفو خواهند بود. براى مثال، صرف نظر كردن از گناه، عقاب، عمل يا توجه، هر يك پيامد خاص خواهد داشت؛ صرف نظر كردن از گناه، موجب پاكى، صرف نظر كردن از عمارت و آبادانى، باعث اندراس و كهنگى، صرف نظر كردن از توجه به موها، عامل بلندى و ژوليدگى مىگردد.[٣]
[١]. دانشنامه عقايد اسلامى، ج ٦، ص ٣٩٥.
[٢]. العين، ج ٢، ص ٢٥٨؛ معجم مقاييس اللغة، ج ٤، ص ٥٦.
[٣]. التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ج ٨، ص ١٨١.