قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٣٥ - انواع عزت انسان
گونه كه خداوند در سوره نساء گمان كسانى را كه دوستى با كافران را مايه توانمندى و عزّت مىدانستند رد مىكند مىفرمايد: «كسانى كه كفار را به جاى مؤمنان به دوستى برمىگزينند، آيا در نزد كفار توانمندى به دست مىآورند؟ در حالى كه توانمندى مطلق از آن خداست».[١]
در سوره مريم نيز جستجوى عزّت از ناحيه غير خدا را مايه ذلّت و خوارى مىشمرد[٢] و مىفرمايد: «و مشركان، خداى يگانه را ترك گفته و خدايان باطل (مانند بتها و فراعنه) را براى عزّت و احترام دنيوى برگرفتند. چنين نيست؛ بلكه بهزودى پرستش آن خدايان باطل را انكار كنند و به خصومت با آنها برخيزند».[٣]
نوع دوم عزّت انسان، عزّتى است كه علت دستيابى آن، موهبت، شايستگى و كماليافتگى فرد است. بر اساس آموزههاى قرآنى و حديثى، اگر انسان به خدا متصل شود و بر او اتكا كند، توانمند و عزيز مىشود و كسى ياراى مقابله با او را نخواهد داشت. اين نوع عزّت، استقلالى نيست و خداداد است اما مىتواند دائم باشد؛ زيرا كسب آن از راه جلب رضايت پروردگار بوده است. ازاينرو خداوند، عزّت اين افراد را به عزّت خودش پيوند مىزند تا تداوم يابد و ابدى شود. بنابراين هر كس بر خدا توكّل كند و پس از بسيج تمام نيروهايش خود را به او بسپارد، خداوند او را يارى خواهد كرد، چه اين كه خداوند، قادرى است كه هيچ كس در مقابل او ياراى مقاومت ندارد، و حكيمى است كه ممكن نيست
[١]. نساء: ١٣٩: الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً.
[٢]. مجمع البيان، ج ٦، ص ٨١٧.
[٣] مريم، ٨١ و ٨٢: وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا، كَلَّا سَيَكْفُرُونَ بِعِبادَتِهِمْ وَ يَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا.