قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٤١ - ب - حسن ظن به غير مؤمنان
حسن ظن به دشمنان پس از صلح با آنان را روا نمىدارد و در فرمان استاندارى مصر به مالك اشتر مىنويسد: «بعد از صلح با دشمنت، از او سخت بر حذر باش؛ زيرا گاه دشمن، خود را به تو نزديك مىكند، تا غافلگيرت سازد؛ پس دورانديش و محتاط باش و خوشبينى به دشمن را روا مدار».[١]
در اين جا ذكر دو نكته ضرورى است:
١. گذشت كه در جامعه ايمانى و جامعهاى كه به ارزشهاى اخلاقى پايبندند، حُسن ظن و خوشبينى بايد به عنوان اصل اولى در تعاملات با همنوعان مورد توجّه قرار گيرد اما پايبندى به اين اصل، به معناى احتمال خلاف ندادن نيست؛ يعنى خوشگمانى نبايد به يقين و نهايت اطمينان تبديل شود و احتياط خردمندانه صورت نگيرد. بى شك شيطان قوى است و احتمال فريب وجود دارد، ازاينرو در امورى كه امكان فريب شيطان و هواى نفس بسيار است، اقدام پيشگيرانه، خردمندانه است و به منزله سوء ظن يا بدبينى نيست. لذا امام صادق (ع) حسن ظن و اطمينان به برادر ايمانى را به منزله ناديده گرفتن احتمال خلاف نمىداند و اقدام پيشگيرانه را توصيه مىكند و مىفرمايد: «به برادرت اعتماد كامل و تمام مكن؛ زيرا زمين خوردن ناشى از اطمينان كردن، بخشودنى نيست».[٢]
براى مثال در امور بسيار مهم مانند امور مالى يا مسائل خانوادگى به بهانه لزوم حُسن ظن به برادر ايمانى نبايد جانب احتياط را از دست داد و زمينه را براى لغزش برادر ايمانى و فريب او توسط شيطان فراهم آورد.
[١]. نهج البلاغة، نامه ٥٣:
« الحَذَرَ كلَّ الحَذَرِ مِن عَدُوِّك بعدَ صُلحِهِ؛ فإنَّ العَدُوَّ ربَّما قارَبَ لِيتَغَفَّلَ، فَخُذْ بِالحَزمِ، و اتَّهِمْ فى ذلك حُسنَ الظَّنِّ».[٢]. تحف العقول، ص ٣٥٧:
« لا تَثِقَنَّ بأخِيك كلَّ الثِّقَةِ؛ فإنَّ صَرعَةَ الاستِرسالِ لا تُستَقالُ».